آخرین اخبار

بازی با انتظارات؛ سلاحی خاموش در روابط ایران و آمریکا انتشار فهرست ۲۹۸۶ جان‌باخته حوادث اخیر با دستور پزشکیان؛ تأکید دولت بر شفافیت و پاسخگویی وال‌استریت ژورنال: عربستان و امارات حاضر نیستند سکوی حمله آمریکا به ایران باشند پزشکیان: نارسایی‌های داخلی باید شفاف شناسایی شود | دستور رئیس‌جمهور برای گفت‌وگوی ملی و پرهیز از برخورد سلبی وزارت دادگستری: ممنوعیت قانونی برای رانندگی بانوان با موتورسیکلت وجود ندارد سه روایت از لشکرکشی آمریکا به خلیج فارس؛ سناریوهای جنگ، پاسخ سخت ایران یا توصیه به آرامش؟ افشای دروغ‌پردازی رسانه‌ای رژیم صهیونیستی؛ زن اسرائیلی «کشته‌شده در اعتراضات ایران» زنده از آب درآمد سناتور دلاور: توییت‌های نیمه‌شب ترامپ «تهدید توخالی» و خطرناک است؛ خواستار مذاکره با مادورو شد امکان خرید با کالابرگ الکترونیکی در تمامی میادین میوه و تره‌بار تهران فراهم شد وزیر ارتباطات: معیشت مردم خط قرمز دولت است / قطع اینترنت تصمیمی دائمی نیست

سپینو

6

‏به بهانه ماجراهای سوشوون؛‏سانسور، فیلترینگ و هنر ایرانی: من جرب المجرب، حلت به الندامه

  • کد خبر : 9565
  • 19 مرداد 1404 - 21:32
‏به بهانه ماجراهای سوشوون؛‏سانسور، فیلترینگ و هنر ایرانی: من جرب المجرب، حلت به الندامه
ماجرای توقیف سریال «سووشون» تحولی نمادین در تقابل میان هنر و سازوکارهای نظارتی در ایران است. این اتفاق، بهانه‌ای برای بازخوانی تاریخی طولانی از محدودیت‌ها و فیلترینگ در فضای فرهنگی کشور، و تأملی بر راه آینده هنر ایرانی است.

‏بهانه نگارش این یادداشت، توقیف و سانسور سریال «سووشون» است؛ اثری که از آغاز پخش در پلتفرم نماوا بارها مورد تذکر ساترا قرار گرفته، توقیف شده و هم‌اکنون تحت‌ فشار سانسور قرار دارد. این رویداد تلخ، فرصتی است تا درباره ماهیت و پیامدهای سانسور در عرصه هنر و رسانه در ایران تأمل کنیم و دریابیم این سیاست‌های محدودکننده چه دستاوردی برای جامعه داشته‌اند.

وقتی هنر کالای زیرزمینی شد

‏در سال‌های آغازین انقلاب، هنگامی که دسترسی قانونی به برخی آثار هنری و فرهنگی محدود شد، بازاری زیرزمینی و غیررسمی شکل گرفت که فیلم‌ها و محتوای فرهنگی را نه به عنوان آثار هنری بلکه به عنوان کالایی پرمشتری مبادله می‌کرد. این پدیده علاوه بر نقض حقوق مادی و معنوی پدیدآورندگان، فرهنگی زیرزمینی و غیرقابل کنترل را پدید آورد که سرشار از آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی بود.

نابودی حقوق مادی و معنوی مولفان

‏همزمان، ممیزی گسترده کتاب‌ها و سخت‌گیری‌های مجوزدهی به انتشار آثار، موجبات پیدایش چاپخانه‌ها و انتشارات غیرمجاز را فراهم کرد؛ جایی که حقوق مولفان نادیده گرفته می‌شد و آثار بدون مجوز رسمی و بدون رعایت قوانین حق نشر منتشر می‌شدند. این وضعیت علاوه بر خسارت مادی نویسندگان و هنرمندان، بستری ناامن و غیررسمی برای انتقال فرهنگ و دانش فراهم آورد.

‏ماهواره و آغاز تزلزل مرجعیت رسانه

‏با ظهور فناوری‌های ماهواره‌ای، دسترسی مردم به شبکه‌ها و محتوای خارجی گسترش یافت و این رخداد، آغاز به تزلزل مرجعیت فرهنگی و هنری رسانه ملی شد. تلاش‌های متعدد برای جمع‌آوری و ممنوعیت استفاده از ماهواره‌ها، با توجه به گستردگی و همه‌گیری این فناوری، عملاً بی‌نتیجه ماند. این امر باعث شد مخاطبان به‌دنبال گزینه‌های جایگزین برای دریافت محتواهای متنوع باشند و بدین‌سان، صداوسیما جایگاه سنتی خود را از دست داد.

‏هنری که در چمدان هنرمندان رفت

‏در این میان، بسیاری از هنرمندان و فرهنگیان که با دشواری‌های مجوزگیری و محدودیت‌های سانسور روبرو بودند، ناگزیر به ترک وطن شدند. این مهاجرت نه تنها باعث محرومیت جامعه ایرانی از استعدادهای ارزشمند گردید، بلکه برخی از این هنرمندان در محیط جدید، رویکردها و سبک‌های سیاسی متفاوتی را اتخاذ کردند که گاه باعث تضعیف بیشتر زندگی هنری‌شان هم شد.

‏فیلترینگ و اینترنتی که حتی برای کودکان هم آزاد شد

‏مرحله بعدی این محدودیت‌ها، فیلترینگ گسترده سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی بود. این اقدام با هدف کنترل فضای مجازی و مدیریت دسترسی کاربران انجام شد، اما آمار و تجربه نشان می‌دهد که نفوذ فیلترشکن‌ها عملاً این محدودیت‌ها را ناکارآمد کرده است. جالب آنکه کودکان و نوجوانان نیز به بهانه دسترسی به محتوای شبکه‌های اجتماعی، عملاً وارد دنیایی آزاد و بدون کنترل شدند که پیامدهای متعددی در حوزه تربیتی و فرهنگی بر جای گذاشت.

‏پلتفرم‌های نمایش خانگی، همان آش و همان کاسه؟

‏در سال‌های اخیر، با اعطای مجوز به چند پلتفرم نمایش خانگی برای ایجاد فضایی آزادتر نسبت به تلویزیون، امید به حفظ مرجعیت هنری و رسانه‌ای داخلی زنده ماند. اما هنگامی که نظارت کامل این پلتفرم‌ها به سازمان ساترا و صداوسیما واگذار شد، همان محدودیت‌ها و خط‌کشی‌های سخت‌گیرانه به فضای نمایش خانگی نیز سرایت کرد. این سیاست‌ها، به تدریج منجر به افت کیفیت آثار تولیدی و کاهش انگیزه و خلاقیت هنرمندان شده است.

‏همه‌چیز، آماده اکران بازی‌های دشمن

‏در چشم‌انداز کلان، مجموعه اقدامات سانسور، فیلترینگ و محدودیت‌های مستمر نه تنها نتیجه‌ای مثبت به همراه نداشته، بلکه به محرومیت جامعه از هنر اصیل بومی و غلبه تولیدات خارجی، به ویژه از سوی کشورهایی که خود را رقیب یا دشمن فرهنگی ایران می‌دانند، انجامیده است. تغییر ذائقه هنری جوانان، که منشأ تغییر سبک زندگی و فاصله گرفتن از هویت ملی است، از جمله پیامدهای این روند است.

‏من جرب المجرب حلّت به الندامه

‏تجربه پنج دهه محدودیت و سانسور در عرصه هنر و رسانه، نشان داده است که این رویکردها راه‌گشا نیستند و اکنون وقت آن رسیده که با نگاه باز و خردمندانه، سیاست‌های فرهنگی و هنری را بازنگری کنیم؛ تا هنر، زبان گویای جامعه و آینه‌ای از فرهنگ اصیل و هویت ملی ایرانی باشد. البته اگر دغدغه و اراده‌ای باشد!

لینک کوتاه : https://vefaghemelli.com/?p=9565
  • نویسنده : بهنام عبداللهی
انفرادی

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.