آمار رسمی نشان میدهد حجم آب پشت سد کرج به کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت کل رسیده و بخش عمده این آب نیز به دلیل قرار گرفتن در لایههای پایین سد، غیرقابل برداشت است. این بدان معناست که حتی آن مقدار کم آب موجود نیز نمیتواند برای مصارف شرب و کشاورزی استفاده شود. ارتفاع دریاچه سد کرج نیز طی ماههای اخیر ۵۲ متر کاهش یافته که رکوردی بیسابقه در تاریخ این سد به شمار میآید.
حجم مُرده؛ پایان کارکرد یک سد
در اصطلاحات مهندسی آب، “حجم مُرده” به بخشی از آب سد گفته میشود که به دلیل قرار گرفتن در پایینترین نقطه مخزن دیگر قابل برداشت نیست. رسیدن سد به حجم مُرده به معنای از دست رفتن کارایی اصلی آن در تأمین آب است. سد کرج که در دهه ۱۳۴۰ برای تأمین آب شرب تهران و البرز ساخته شد، اکنون با کاهش شدید حجم آب و رسیدن به این وضعیت بحرانی، مسئولان را مجبور به تأمین آب از منابع جایگزین کرده است.
مدیرعامل شرکت آب منطقهای البرز تأکید کرده که این وضعیت در ۵۷ سال گذشته بیسابقه بوده و حتی در بدترین دورههای خشکسالی قبلی، سد کرج به این سطح کاهش حجم آب نرسیده بود. کاهش ۵۲ متری ارتفاع دریاچه نیز نشاندهنده خالی شدن عظیم مخزن است و ترکیبی از کاهش بارندگیها، افزایش دما، تبخیر بالا و مصرف زیاد آب باعث تشدید این بحران شده است.
خشکسالی و تغییر اقلیم؛ ریشه بحران
صادق ضیائیان، مدیرکل پیشبینی سازمان هواشناسی، دلیل اصلی این خشکسالی را تشدید پرفشار جنبحارهای عنوان کرد. این پدیده جوی که معمولاً در تابستان بر ایران حاکم میشود، امسال شدت غیرعادی پیدا کرده و تا اواسط پاییز ادامه یافته است و همچون سپری، سامانههای بارشی را از ورود به کشور بازمیدارد.
آمارها نشان میدهند که سال گذشته کاهش ۴۰ درصدی بارشها تجربه شد و پاییز جاری نیز به عنوان یکی از خشکترین فصول در پنج دهه گذشته ثبت شده است. این الگوی نوین اقلیمی نشان میدهد ایران در معرض خشکسالیهای ساختاری و طولانیمدت قرار دارد. این مشکل تنها مختص ایران نیست؛ کشورهای منطقه از جمله عراق، سوریه و ترکیه نیز با کاهش بارندگی مواجه شدهاند، اگرچه موقعیت جغرافیایی ترکیه شرایط بارشی بهتری فراهم کرده است.
پیامدهای بحران آب و راهکارهای کوتاهمدت
رسیدن سد کرج به حجم مُرده، پیامدهای جدی اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد. محدودیت آب بر کشاورزی، صنعت و زندگی روزمره مردم تأثیر مستقیم دارد؛ افزایش قیمت محصولات کشاورزی، کاهش تولید صنعتی و نارضایتی عمومی از جمله پیامدهای احتمالی است.
در کوتاهمدت، مسئولان ناچار به استفاده از منابع جایگزین هستند: انتقال آب از سدهای دیگر، بهرهبرداری از آبهای زیرزمینی و محدودیت مصرف. با این حال کارشناسان هشدار میدهند که این اقدامات بلندمدت نیستند و تنها با بازگشت بارندگیهای سنگین و پیوسته، امکان احیای کامل سد وجود دارد.
ضرورت اقدام جدی و مدیریت منابع
ضیائیان همچنین به تأثیر صنعتیسازی و انتشار گازهای گلخانهای بر تغییر اقلیم اشاره کرده و تأکید کرد که ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و افزایش دو درجهای دمای هوا، دو برابر میانگین جهانی تحت فشار خشکسالی قرار دارد. وی راهکارهایی مانند کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، بهرهبرداری بهینه از منابع آب، بهینهسازی کشاورزی و توسعه گیاهان مقاوم به کمآبی را ضروری دانست.
























