آخرین اخبار

انتشار فهرست ۲۹۸۶ جان‌باخته حوادث اخیر با دستور پزشکیان؛ تأکید دولت بر شفافیت و پاسخگویی وال‌استریت ژورنال: عربستان و امارات حاضر نیستند سکوی حمله آمریکا به ایران باشند پزشکیان: نارسایی‌های داخلی باید شفاف شناسایی شود | دستور رئیس‌جمهور برای گفت‌وگوی ملی و پرهیز از برخورد سلبی وزارت دادگستری: ممنوعیت قانونی برای رانندگی بانوان با موتورسیکلت وجود ندارد سه روایت از لشکرکشی آمریکا به خلیج فارس؛ سناریوهای جنگ، پاسخ سخت ایران یا توصیه به آرامش؟ افشای دروغ‌پردازی رسانه‌ای رژیم صهیونیستی؛ زن اسرائیلی «کشته‌شده در اعتراضات ایران» زنده از آب درآمد سناتور دلاور: توییت‌های نیمه‌شب ترامپ «تهدید توخالی» و خطرناک است؛ خواستار مذاکره با مادورو شد امکان خرید با کالابرگ الکترونیکی در تمامی میادین میوه و تره‌بار تهران فراهم شد وزیر ارتباطات: معیشت مردم خط قرمز دولت است / قطع اینترنت تصمیمی دائمی نیست اردوغان تصمیم آمریکا درباره خروج ترکیه از پروژه اف‑۳۵ را ناعادلانه خواند

سپینو

8
‏پایداری و خودویرانگری ایدئولوژیک؛

‏جبهه پایداری چگونه از یک نیروی سیاسی، به پروژه‌ رسانه‌ای تقلیل یافت؟

  • کد خبر : 11283
  • 03 مهر 1404 - 0:22
‏جبهه پایداری چگونه از یک نیروی سیاسی، به پروژه‌ رسانه‌ای تقلیل یافت؟
جریان پایداری که زمانی با شعارهای پرحرارت و داعیه اصول‌گرایی ناب وارد صحنه سیاست ایران شد، امروز به حاشیه رفته و بیشتر در قالب حساب‌های کاربری مجازی فعالیت می‌کند. این جریان که روزی در متن تصمیم‌گیری‌ها بود، اکنون به نمادی از فرسایش ایدئولوژیک و سیاست‌ورزی بر پایه حذف دیگران تبدیل شده است.

وفاق ملی: ‏در دنیای سیاست ایران، کمتر جریانی را می‌توان یافت که همچون «پایداری» مسیر صعود و افولش با چنین شتابی رقم خورده باشد.

‏جریانی که روزگاری داعیه‌دار پاکدستی، اصول‌گرایی ناب و حضور در متن تصمیم‌گیری‌ها بود، امروز به سایه‌ای نحیف از خویش بدل شده است؛ سایه‌ای که نه در صحن علنی مجلس وزنی دارد، نه در ساختار دولت سهمی شایسته، و نه در جامعه سیاسی از مشروعیتی پایدار برخوردار است.

‏ تنها یادگار آن اقتدار، چند صفحه مجازی بی‌هویت در توییتر و اینستاگرام است که با انتشار انبوهی از شعارهای بی‌پشتوانه، در پی زنده نگه داشتن شعله‌ای خاموش‌اند.

‏راز این فروپاشی در چیست؟

پاسخ را شاید بتوان در پدیده‌ای جست که علوم سیاسی آن را «خود-ویرانگری ایدئولوژیک» می‌نامد.

‏پایداری در همان هنگامی که می‌خواست مدافع مرزهای اصالت و وفاداری به ارزش‌های انقلابی باشد، خود را به زندانی از جزم‌اندیشی و طرد دیگران تبدیل کرد.

‏این جریان در برابر هر گونه انعطاف سیاسی، تاب نمی‌آورد و حتی نزدیک‌ترین هم‌پیمانان خود را با تازیانه تکفیر می‌راند. ‏بدین‌سان، آنچه روزی قدرت‌افزایی بود، به سازوکار فرسایش بدل گشت.

تندروی؛ عامل نابودی هویت سیاسی پایداری

‏پایداری در واقع قربانی همان مکانیزمی شد که بر آن سوار بود: سیاست‌ورزی بر اساس حذف. آنان که دیگران را حذف کردند، در نهایت خود حذف شدند. آنان که دیگران را برچسب زدند، امروز با همان برچسب‌ها به حاشیه رانده شده‌اند.
‏و این همان معنای تلخ «قاتل خویش شدن» است.
‏ جریانی که می‌پنداشت با تندروی می‌تواند هویت سیاسی‌اش را تضمین کند، در عمل هویتش را به دست همان تندروی نابود کرد.

‏امروز، پایداری در عرصه واقعی قدرت چیزی بیش از یک خاطره نیست؛ خاطره‌ای پر از خطابه‌های پرشور و شعارهای حماسی که در بزنگاه عمل، از درون تهی بود.

‏ آنچه باقی مانده، تنها پژواک آن فریادهاست در قالب حساب‌های کاربری بی‌نام و نشان در فضای مجازی. به بیان دیگر، پایداری از یک نیروی سیاسی به یک «پروژه رسانه‌ای» تقلیل یافته است؛ پروژه‌ای که حتی در میدان مجازی نیز توان بسیج اجتماعی ندارد.

‏بدین‌گونه است که سیاست ایران بار دیگر شاهد آن قاعده کلاسیک می‌شود که جریان‌های بسته و انعطاف‌ناپذیر، زودتر از دیگران دچار فرسودگی می‌شوند. پایداری، نمونه‌ای عینی از این قاعده است؛ جریانی که در سودای پاسداری از هویت خویش، به قاتل آن بدل شد و در نهایت، از صحنه قدرت به حاشیه صفحات مجازی رانده شد.

لینک کوتاه : https://vefaghemelli.com/?p=11283
  • نویسنده : بهنام عبداللهی
انفرادی

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.