سپینو

8

نماز باران؛ میان باور، تاریخ و علم

  • کد خبر : 11962
  • 17 آبان 1404 - 20:11
نماز باران؛ میان باور، تاریخ و علم
در پی هشدارهای هواشناسی مبنی بر تداوم خشکسالی و واکنش‌های اجتماعی که بحث «نماز باران» را بار دیگر به صدر گفت‌وگوها آورده، این نوشتار به بررسی عمیق پیوند میان باورهای دینی، سابقه تاریخی و تبیین‌های علمی از پدیده باران می‌پردازد. آیا میان دعا و نزول رحمت الهی نسبتی واقعی برقرار است، یا علم و ایمان در مواجهه با پدیده‌های طبیعی راهی جداگانه در پیش می‌گیرند؟ این مقاله با کاوش در این سه‌گانه، نه تنها به چالش کشیدن نسبت دعا و پدیده‌های طبیعی است، بلکه به دنبال گشودن افقی برای گفت‌وگوی سازنده میان علم و ایمان در مواجهه با تغییرات اقلیمی و مسائل اجتماعی است.

وفاق ملی:

در روزهای اخیر، هم‌زمان با هشدار سازمان هواشناسی مبنی بر کاهش بارش‌ها در کشور و احتمال تداوم خشکی آسمان تهران تا پایان پاییز، موجی از واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت.

برخی کاربران با لحنی کنایه‌آمیز از علما خواسته‌اند برای نزول باران نماز اقامه کنند؛ اشاره‌ای طعنه‌آمیز به گفته‌هایی که در گذشته میان برخی منابر و محافل مذهبی رواج داشت مبنی بر این‌که نافرمانی‌های اجتماعی ـ همچون بدحجابی یا بی‌اعتنایی به احکام شرع ـ سبب خشم الهی و قطع نعمت می‌شود.

این بار اما مسئله در افکار عمومی نه جنبه انتقادی یا ایمانی، بلکه وجهی معرفتی یافته است: آیا میان دعا و پدیده‌های طبیعی، نسبتی واقعی برقرار است؟

از منظر متون دینی، نماز باران (استسقاء) سنتی است دیرینه که در قرآن نیز به صورت ضمنی اشاره‌هایی به آن دیده می‌شود.

در آیات متعددی آمده است که قوم‌های گذشته با ایمان و توبه، رحمت الهی را طلب می‌کردند و باران به نشانه رضایت خداوند فرو می‌بارید.

احادیث نبوی نیز مؤید آن است که دعا و تضرع، هنگامی که از دلِ ایمان برخیزد، می‌تواند سبب نزول برکت شود. با این حال، آموزه‌های دینی این ارتباط را نه رابطه‌ای مکانیکی، بلکه معنوی و اخلاقی می‌دانند؛ به این معنا که باران پاداش نیکوکاری جمعی است، نه الزاماً نتیجه فیزیکی یک مناسک.

اما در برابر این نگاه ایمانی، علم آب‌وهواشناسی تبیین دیگری دارد. علم امروز، پدیده‌های جوی را تابع الگوهای فشار، تبخیر، باد و گردش اقیانوس‌ها می‌داند و برای دعا و نیایش، کارکردی روانی یا جمعی قائل است نه علّی. اقامه نماز باران می‌تواند امید اجتماعی بیافریند، اما نمی‌تواند جریان بادهای مدیترانه‌ای یا سامانه‌های بارشی را تغییر دهد.

با این حال، علم نیز هرگز ادعا نکرده که ایمان و معنویت، بی‌اثرند؛ بلکه اثرشان را در سطح روان جمعی و پیوند اجتماعی تعریف می‌کند، نه در قوانین فیزیک.

اگر به تاریخ بنگریم، در ایرانِ کهن و در بسیاری از تمدن‌های باستانی، آیین‌های باران‌خواهی همواره بخشی از فرهنگ عمومی بوده است؛ از نیایش‌های زرتشتی برای ایزد تیشتر تا دعاهای قومی در خراسان و آناتولی. در ادیان ابراهیمی نیز نماز باران در مواقع خشکسالی، نمادی از بازگشت به خدا و همبستگی اجتماعی بوده است.

حتی در تمدن‌های غیرتوحیدی مانند چین و آمریکای لاتین، مناسک مشابهی دیده می‌شود. این امر نشان می‌دهد که نیاز به امید در برابر طبیعت، بخشی از سرشت انسان است، نه صرفاً باور مذهبی.
در نهایت، شاید بتوان گفت دعا برای باران، بیش از آنکه ابزار تغییر اقلیم باشد، آیینه‌ای از رابطه انسان با ناپایداری جهان است.

همان‌گونه که علم با داده و مدل، و دین با دعا و امید، هر دو در پی فهم و مهار نامعلومی‌ها هستند. پس مسئله اصلی شاید نه در «تضاد» این دو، بلکه در چگونگی گفت‌وگوی میان علم و ایمان نهفته باشد؛ گفت‌وگویی که جامعه امروز، بیش از همیشه به آن نیاز دارد.

با این‌همه، شاید رسالت دین در این میان نه تغییر قوانین طبیعت، بلکه تذکر به انسان برای چگونگی زیستن در هماهنگی با آن باشد.

دینی که خرد را عطیه الهی می‌داند، انسان را به تفکر، تدبیر و اصلاح رفتارهایش فرا می‌خواند؛ از اصلاح الگوی مصرف آب گرفته تا سیاست‌گذاری‌های کلان در مدیریت منابع. در این معنا، «دعا» و «عمل» دو بال یک حقیقت‌اند؛ دعا امید می‌آفریند و عمل، زمینه تحقق آن را فراهم می‌کند.

اما هنگامی که برخی مفسران دینی، خشکسالی را نتیجه نافرمانی اجتماعی می‌خوانند، در واقع میان مردم و ایمان شکاف می‌افکنند و دین را از جایگاه رحمت و عقلانیت به عرصه هراس و تقصیر می‌رانند. در حالی که پیام دین، اگر به جوهر خود بازگردد، نه بیم‌دادن از قهر آسمان، بلکه دعوت به آشتی با زمین است.

لینک کوتاه : https://vefaghemelli.com/?p=11962
  • نویسنده : بهنام عبداللهی
  • منبع : وفاق ملی
انفرادی

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.