آخرین اخبار

بازی با انتظارات؛ سلاحی خاموش در روابط ایران و آمریکا انتشار فهرست ۲۹۸۶ جان‌باخته حوادث اخیر با دستور پزشکیان؛ تأکید دولت بر شفافیت و پاسخگویی وال‌استریت ژورنال: عربستان و امارات حاضر نیستند سکوی حمله آمریکا به ایران باشند پزشکیان: نارسایی‌های داخلی باید شفاف شناسایی شود | دستور رئیس‌جمهور برای گفت‌وگوی ملی و پرهیز از برخورد سلبی وزارت دادگستری: ممنوعیت قانونی برای رانندگی بانوان با موتورسیکلت وجود ندارد سه روایت از لشکرکشی آمریکا به خلیج فارس؛ سناریوهای جنگ، پاسخ سخت ایران یا توصیه به آرامش؟ افشای دروغ‌پردازی رسانه‌ای رژیم صهیونیستی؛ زن اسرائیلی «کشته‌شده در اعتراضات ایران» زنده از آب درآمد سناتور دلاور: توییت‌های نیمه‌شب ترامپ «تهدید توخالی» و خطرناک است؛ خواستار مذاکره با مادورو شد امکان خرید با کالابرگ الکترونیکی در تمامی میادین میوه و تره‌بار تهران فراهم شد وزیر ارتباطات: معیشت مردم خط قرمز دولت است / قطع اینترنت تصمیمی دائمی نیست

سپینو

7

چرا اسرائیل می‌خواهد ناامید بمانیم؟

  • کد خبر : 9456
  • 15 مرداد 1404 - 13:53
چرا اسرائیل می‌خواهد ناامید بمانیم؟
‏مراقب باشیم که دوگانه «تسلیم یا تحجر» بر ما تحمیل نشود. مراقب باشیم که امید، این سرمایه بی‌جایگزین ملی، در میدان بازی دیگران خرج نشود.


در سیاست بین‌الملل، مؤلفه‌هایی همچون قدرت نظامی، مشروعیت داخلی، و انسجام اجتماعی، هر یک جایگاه ویژه‌ای دارند.
‏ اما در لایه‌های عمیق‌تر حکمرانی و ملت‌سازی، عنصر «امید» به‌عنوان یکی از پارامترهای بنیادین پایداری سیاسی و فرهنگی، نقش بی‌بدیلی ایفا می‌کند.
‏امید نه‌تنها یک احساس، بلکه مؤلفه‌ای از «مشروعیت روانی» است. ملتی که امید دارد، منتقد است اما مأیوس نیست؛ صبور است اما منفعل نیست؛ منتظر است اما تسلیم‌ناپذیر.‏ امید، نیروی پیشران تغییر تدریجی، اصلاح عقلانی، و مقاومت پایدار است.
‏ امید، یک راهبرد است؛ راهبردی برای استمرار مقاومت، بازسازی اجتماعی، و حفظ روحیه ملی در کوران بحران‌ها و جنگ‌ها.
‏تجربه ۱۲ روزه جنگ اخیر، که می‌توان آن را فاز نخست نبرد ترکیبی جمهوری اسلامی ایران با رژیم صهیونیستی دانست، در حالی به پایان رسید که در فاز دوم –که ماهیتی روانی، مجازی و رسانه‌ای دارد– رژیم صهیونیستی به‌سرعت به بازآرایی قوا پرداخت تا از طریق روایت‌سازی، واقعیت‌ها را معکوس و سرمایه اجتماعی را تخریب کند.
‏در این فاز، صهیونیسم و متحدان رسانه‌ای آن، با بهره‌گیری از دو بازوی اصلی، پروژه ناامیدسازی ملت ایران را کلید زدند: از یک‌سو، براندازانی که عیان و آشکار با اسرائیل هم‌پیاله‌اند و از سوی دیگر، «سوپرانقلابی‌»‌هایی که خواسته یا ناخواسته، در زمین دشمن بازی می‌کنند.
‏در جبهه سیاسی، هرگاه بخشی از ساختار قدرت با مردم سخن می‌گوید، بر شنیدن صداها، اصلاح فرآیندها و بازنگری در سیاست‌ها تأکید می‌ورزد، فوراً توسط گروهی از افراطیان داخلی به «سازشکاری» متهم می‌شود.
‏گویی هر نشانه‌ای از تحول و انعطاف، خیانت به آرمان‌ها تلقی می‌شود. نتیجه این بازی خطرناک، مأیوس ساختن توده‌های خاکستری جامعه است که قلبشان با ایران است، اما چشم به اصلاح دارند.
‏در عرصه فرهنگ و هنر نیز، وضع بهتر نیست. هنرمندی که در کوران جنگ پشت وطن می‌ایستد یا در گفتگو با رسانه‌های مستقل، از هویت ملی و صلح سخن می‌گوید، آماج حملات سنگین قرار می‌گیرد. براندازان، با لشکری از اکانت‌های جعلی و رسانه‌های وابسته، او را به ابزار تبلیغاتی حاکمیت تقلیل می‌دهند. نتیجه، مخدوش‌سازی چهره‌های مرجع فرهنگی و تضعیف روح امید در جامعه است.‏ ‏اما ایران، همواره نشان داده است که در میدان نبرد، چه سخت و چه نرم، فرمان را به دست خویش نگاه می‌دارد. مردمان این سرزمین، در بزنگاه‌های تاریخی به‌درستی تشخیص داده‌اند که پشت چه کسی بایستند.
‏امروز، همان‌گونه که در میدان سخت، دشمن را به عقب راندیم، باید در میدان نرم و رسانه‌ای نیز با تمام توان ایستادگی کنیم. نباید اجازه دهیم دشمن با زبان ما، در خاک ما، و با نقاب خودی، امید را به یغما ببرد.
‏امروز بیش از همیشه باید مراقب باشیم دشمنانی که در زمین ما حضور نظامی ندارند، در ذهن و روان ما سنگر نسازند.
‏مراقب باشیم که دوگانه «تسلیم یا تحجر» بر ما تحمیل نشود. مراقب باشیم که امید، این سرمایه بی‌جایگزین ملی، در میدان بازی دیگران خرج نشود.

لینک کوتاه : https://vefaghemelli.com/?p=9456
  • نویسنده : بهنام عبداللهی
انفرادی

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.