آخرین اخبار

انتشار فهرست ۲۹۸۶ جان‌باخته حوادث اخیر با دستور پزشکیان؛ تأکید دولت بر شفافیت و پاسخگویی وال‌استریت ژورنال: عربستان و امارات حاضر نیستند سکوی حمله آمریکا به ایران باشند پزشکیان: نارسایی‌های داخلی باید شفاف شناسایی شود | دستور رئیس‌جمهور برای گفت‌وگوی ملی و پرهیز از برخورد سلبی وزارت دادگستری: ممنوعیت قانونی برای رانندگی بانوان با موتورسیکلت وجود ندارد سه روایت از لشکرکشی آمریکا به خلیج فارس؛ سناریوهای جنگ، پاسخ سخت ایران یا توصیه به آرامش؟ افشای دروغ‌پردازی رسانه‌ای رژیم صهیونیستی؛ زن اسرائیلی «کشته‌شده در اعتراضات ایران» زنده از آب درآمد سناتور دلاور: توییت‌های نیمه‌شب ترامپ «تهدید توخالی» و خطرناک است؛ خواستار مذاکره با مادورو شد امکان خرید با کالابرگ الکترونیکی در تمامی میادین میوه و تره‌بار تهران فراهم شد وزیر ارتباطات: معیشت مردم خط قرمز دولت است / قطع اینترنت تصمیمی دائمی نیست اردوغان تصمیم آمریکا درباره خروج ترکیه از پروژه اف‑۳۵ را ناعادلانه خواند

سپینو

4

‏چرا اپوزیسیون و سوپرانقلابی، به ادبیات مشترک رسیدند؟

  • کد خبر : 10501
  • 14 شهریور 1404 - 18:18
‏چرا اپوزیسیون و سوپرانقلابی، به ادبیات مشترک رسیدند؟
در سال‌های اخیر، پدیده‌ای نوظهور در سیاست ایران توجه بسیاری را جلب کرده است: هم‌صدایی مقطعی میان اپوزیسیون برانداز و گروه‌های سوپرانقلابی. این هم‌گرایی ظاهری، با وجود اختلافات عمیق در ایدئولوژی و اهداف، می‌تواند تهدیدی جدی برای انسجام ملی و منافع کشور باشد.

‏یکی از پدیده‌های نگران‌کننده در عرصه سیاسی ایران معاصر، هم‌صدایی گاه‌به‌گاه میان جریان‌های اپوزیسیون برانداز و گروه‌های سوپرانقلابی است؛ به ویژه در یک سال اخیر و از زمان آغاز به کار دولت چهاردهم که با کلیدواژه وفاق ملی روی کار آمده است.

‏ به ظاهر دو جریان که در اهداف، ایدئولوژی و روش‌ها تفاوت بنیادین دارند، در برخی مقاطع در ادبیات و مطالبات خود به گونه‌ای شگفت‌آور به هم نزدیک می‌شوند؛ جدیدترین مصداق‌اش، کنش‌گری درباره کنسرت همایون شجریان بود.

‏این پدیده نه تصادفی است و نه بی‌اهمیت؛ بلکه می‌تواند به شکل مستقیم به تضعیف منافع ملی و تفرقه میان ملت بیانجامد.

‏از منظر سیاست و تجربه تاریخی، چنین هم‌صدایی‌هایی غالباً نشانه‌ای از بحران‌های ساختاری و ضعف در درک منافع ملی است.

نمونه‌های تاریخی

‏ نمونه‌هایی از تاریخ ایران نیز گویا هستند: در دهه ۱۳۲۰، برخی گروه‌های سلطنت‌طلب و روشنفکران مخالف دولت پهلوی، در مقاطعی بر سر مخالفت با دولت مشترک شدند، اما این اتحاد کوتاه‌مدت نه تنها باعث تحقق اهداف ملی نشد، بلکه زمینه‌ساز تشدید نفوذ بیگانگان و فروپاشی مشروعیت داخلی گردید.

‏در تاریخ سایر ملل نیز مشابهت‌ها قابل مشاهده است: در آلمان پیش از روی کار آمدن نازی‌ها، اتحاد موقت میان برخی جناح‌های چپ و راست در مخالفت با جمهوری وایمار، گرچه تاکتیکی به نظر می‌رسید، در نهایت باعث تسهیل نفوذ نازی‌ها و فروپاشی دموکراسی شد.

‏ در فرانسه قرن هجدهم، اتحاد موقت اشراف و بورژوازی در جریان انقلاب، با هدف کنار زدن سلطنت، به انشقاق سریع و خشونت‌بار داخلی منجر شد که بر منافع ملی و انسجام اجتماعی آسیب جدی زد.

بازی‌های رسانه‌ای

‏علاوه بر این، هم‌صدایی اپوزیسیون و سوپرانقلابی‌ها غالباً از طریق نفوذ هدفمند و بازی‌های رسانه‌ای مهندسی می‌شود.

‏شبکه‌های داخلی و خارجی، با بهره‌گیری از ابزارهای تبلیغاتی و جریان‌سازی، زمینه شکل‌گیری این هماهنگی ظاهری را فراهم آورند تا منافع ملی را خدشه‌دار کنند.

‏ در واقع، آنچه گاه به عنوان هم‌صدایی رخ می‌دهد، در باطن یک استراتژی برای تشدید تفرقه و تقویت اختلافات درون کشور است.

‏پیامد چنین پدیده‌ای روشن و غیرقابل اغماض است: آسیب به اعتماد ملی، کاهش توان وحدت و انحراف مسیر توسعه سیاسی و اقتصادی کشور.

‏ هم‌صدایی مقطعی جریان‌های متضاد، هرگز نمی‌تواند مشروعیت بخشی به اهداف این گروه‌ها باشد و در عمل، هزینه‌ای سنگین برای ملت تحمیل می‌کند.

‏ بنابراین، تحلیل سیاسی مستقل و آگاهانه ضروری است تا جامعه و نیروهای ملی بتوانند در برابر چنین پدیده‌ای هوشیارانه واکنش نشان دهند.

‏ملتی که به دقت پیامدهای این هماهنگی موقت را بررسی نکند، دیر یا زود با فرسایش انسجام و وحدت خود مواجه خواهد شد. در این میان، نقش نخبگان و رسانه‌ها در افشای انگیزه‌ها و هشدار نسبت به خطرات این هم‌صدایی، بیش از هر زمان دیگر اهمیت دارد.

لینک کوتاه : https://vefaghemelli.com/?p=10501
  • منبع : بهنام عبداللهی
انفرادی

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.