آخرین اخبار

انتشار فهرست ۲۹۸۶ جان‌باخته حوادث اخیر با دستور پزشکیان؛ تأکید دولت بر شفافیت و پاسخگویی وال‌استریت ژورنال: عربستان و امارات حاضر نیستند سکوی حمله آمریکا به ایران باشند پزشکیان: نارسایی‌های داخلی باید شفاف شناسایی شود | دستور رئیس‌جمهور برای گفت‌وگوی ملی و پرهیز از برخورد سلبی وزارت دادگستری: ممنوعیت قانونی برای رانندگی بانوان با موتورسیکلت وجود ندارد سه روایت از لشکرکشی آمریکا به خلیج فارس؛ سناریوهای جنگ، پاسخ سخت ایران یا توصیه به آرامش؟ افشای دروغ‌پردازی رسانه‌ای رژیم صهیونیستی؛ زن اسرائیلی «کشته‌شده در اعتراضات ایران» زنده از آب درآمد سناتور دلاور: توییت‌های نیمه‌شب ترامپ «تهدید توخالی» و خطرناک است؛ خواستار مذاکره با مادورو شد امکان خرید با کالابرگ الکترونیکی در تمامی میادین میوه و تره‌بار تهران فراهم شد وزیر ارتباطات: معیشت مردم خط قرمز دولت است / قطع اینترنت تصمیمی دائمی نیست اردوغان تصمیم آمریکا درباره خروج ترکیه از پروژه اف‑۳۵ را ناعادلانه خواند

سپینو

3
جایگاه خیابان در عملیات‌های موساد؛

چگونه اسرائیل اعتراضات اجتماعی را به ابزار ژئوپلیتیک تبدیل می‌کند؟

  • کد خبر : 12598
  • 09 دی 1404 - 23:26
چگونه اسرائیل اعتراضات اجتماعی را به ابزار ژئوپلیتیک تبدیل می‌کند؟
در جهانِ منازعات نوین، خیابان دیگر صرفاً محل بیان مطالبات مردمی نیست؛ بلکه به صحنه‌ای راهبردی برای جنگ شناختی و عملیات اطلاعاتی بدل شده است. بررسی الگوی رفتاری موساد نشان می‌دهد چگونه اعتراضات اجتماعی می‌توانند از کنش مدنی به ابزار فشار ژئوپلیتیک علیه دولت‌ها تبدیل شوند.

در تاریخ منازعات سیاسی و امنیتیِ جهانِ معاصر، خیابان همواره بخ صحنه‌ای راهبردی برای کنشگریِ بازیگران پنهان و آشکارِ قدرت بدل شده است. اعتراضات مردمی، به‌ویژه در جوامعی که با بحران‌های اقتصادی، مشروعیت سیاسی یا شکاف‌های اجتماعی روبه‌رو هستند، همواره مورد توجه سرویس‌های اطلاعاتی و دستگاه‌های سیاست خارجیِ رقیب بوده‌اند. در این میان، موساد و ساختار امنیتی و رسانه‌ایِ وابسته به دولت اسرائیل، نمونه‌ای کلاسیک از بهره‌برداریِ هدفمند از اعتراضات خیابانی در کشورهای خصم به‌شمار می‌روند.

از منظر علوم سیاسی، اعتراض خیابانی پدیده‌ای دوسویه است. از یک‌سو، بیان طبیعیِ مطالبات اجتماعی و اقتصادیِ مردم است و از سوی دیگر، در صورت فقدان چارچوب نهادی و رهبری شفاف، می‌تواند به بستری برای نفوذ خارجی تبدیل شود. موساد در طول دهه‌های گذشته، با درک دقیق این شکافِ نظری و عملی، کوشیده است اعتراض را از سطح مطالبه اجتماعی به سطح ابزار فشار ژئوپلیتیک ارتقا دهد. این همان نقطه‌ای است که «امنیت نرم» جایگزین تقابل سخت می‌شود و جنگ، بدون تانک و موشک، اما با روایت، تصویر و شبکه‌های اجتماعی پیش می‌رود.

تجربه تاریخی نشان می‌دهد که اسرائیل، به‌ویژه پس از جنگ سرد و افول تقابل‌های کلاسیک نظامی، تمرکز خود را بر عملیات‌های اطلاعاتیِ غیرمستقیم گذاشته است. اعتراضات خیابانی در کشورهای عربی در دهه‌های گذشته و سپس تحولات موسوم به «بهار عربی»، نمونه‌هایی هستند که در آن‌ها رسانه‌های همسو با تل‌آویو تلاش کردند روایت اعتراض را از درون به بیرون پیوند بزنند و آن را به ابزاری برای تضعیف دولت‌های ناهمسو تبدیل کنند. در این الگو، نه حمایت صریح نظامی، بلکه مشروعیت‌بخشیِ رسانه‌ای و القای حس هم‌صداییِ جهانی با معترضان، نقش محوری دارد.

از منظر نظری، این رویکرد بر سه ستون استوار است. نخست، نظریه نفوذ تدریجی که بر اساس آن، تغییرات سیاسیِ پایدار نه از مسیر کودتا، بلکه از طریق فرسایش اعتماد عمومی و بی‌ثبات‌سازیِ روانیِ جامعه هدف حاصل می‌شود. دوم، دکترین «جنگ شناختی» که افکار عمومی را میدان اصلی نبرد می‌داند و رسانه را جایگزین سلاح می‌کند. سوم، واقع‌گرایی تهاجمی در سیاست خارجی که هر فرصتِ تضعیف رقیب را، ولو از مسیر بحران انسانی و اقتصادی، مغتنم می‌شمارد.

در این چارچوب، استقبال اخیر رسانه‌های منتسب به موساد از اعتراضات اقتصادی و معیشتی در ایران، پدیده‌ای تصادفی یا صرفاً رسانه‌ای نیست. این کنش، بخشی از یک الگوی شناخته‌شده است که در آن، نارضایتیِ واقعیِ مردم به‌عنوان سوختِ یک ماشین سیاسیِ خارجی به‌کار گرفته می‌شود. دعوت به حضور بیشتر در خیابان، نه از سر دلسوزی برای معیشت مردم، بلکه با هدف تشدید شکاف دولت ـ جامعه و انتقال بحران از سطح اقتصادی به سطح امنیتی صورت می‌گیرد.

نکته قابل تأمل آن است که این راهبرد همواره بر دوگانه‌سازیِ کاذب تکیه دارد؛ یا اعتراض یا سرکوب، یا خیابان یا حاکمیت. در حالی‌که در منطق سیاست‌ورزیِ عقلانی، اعتراض می‌تواند در چارچوب اصلاح و گفت‌وگوی نهادی معنا پیدا کند. رسانه‌های وابسته به موساد، با حذف این میانه، آگاهانه جامعه را به سمت رادیکالیزه‌شدن سوق می‌دهند؛ چراکه بی‌ثباتیِ مزمن، بیش از اصلاح تدریجی، به نفع بازیگران خارجی است.

از منظر یک تحلیل‌گر علوم سیاسی، خطر اصلی نه در خود اعتراض، بلکه در ربوده‌شدنِ روایتِ اعتراض است. هنگامی که صدای مطالبات مردم از فیلتر رسانه‌های دشمن عبور می‌کند، اعتراض از کنش مدنی به ابزار فشار ژئوپلیتیک تبدیل می‌شود. در چنین وضعیتی، نه دولت منتفع می‌شود و نه مردم؛ بلکه تنها بازیگری ثالث است که بدون پرداخت هزینه اجتماعی، به اهداف راهبردیِ خود نزدیک‌تر می‌شود.

در نهایت، باید گفت فهم این الگو نه به‌معنای انکار مشکلات اقتصادی و معیشتی است و نه نفی حق اعتراض، بلکه دعوت به هوشیاریِ سیاسی است. تجربه تاریخی به ما می‌آموزد که خیابان، اگرچه می‌تواند آغاز اصلاح باشد، اما در غیاب آگاهی سیاسی و رسانه‌ای، می‌تواند به مسیری ناخواسته و حتی علیه منافع همان مردمی بدل شود که برای بهبود زندگی خود به آن پا گذاشته‌اند.

لینک کوتاه : https://vefaghemelli.com/?p=12598
  • نویسنده : بهنام عبداللهی
انفرادی

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.