سپینو

0

انزوای سیاسی اسرائیل در سایه توافق ایران و آمریکا

  • کد خبر : 13639
  • 24 می 2026 - 16:47
انزوای سیاسی اسرائیل در سایه توافق ایران و آمریکا
در حالی که روند مذاکرات ایران و ایالات متحده با میانجی‌گری چند کشور منطقه‌ای به مرحله تدوین «یادداشت تفاهم نهایی» نزدیک شده، مهم‌ترین تصویر رسانه‌ای شکل‌گرفته در روزهای اخیر یک نکته را برجسته می‌کند: اسرائیل بیش از هر زمان دیگری در حاشیه معادلات منطقه‌ای قرار گرفته است.

وفاق ملی:

بر اساس گزارش‌های هم‌زمان رویترز، گاردین و الجزیره، چارچوب توافق در حال شکل‌گیری میان تهران و واشنگتن بر توقف درگیری‌ها، کاهش تنش نظامی، بازگشایی مسیرهای انرژی از جمله تنگه هرمز و آغاز مذاکرات ۳۰ تا ۶۰ روزه درباره برنامه هسته‌ای ایران است. دونالد ترامپ این روند را «تقریباً نهایی‌شده» توصیف کرده و گفته است توافقی در حال شکل‌گیری است که منوط به تأیید نهایی طرف‌های درگیر خواهد بود.

گفت‌وگوی «دشوار» ترامپ و نتانیاهو!

بر اساس گزارش آکسیوس و جروزالم‌پست، تماس‌های اخیر ترامپ و نتانیاهو با تنش جدی همراه بوده است. منابع آگاه به آکسیوس گفته‌اند دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در یک تماس تلفنی «دشوار» درباره این ابتکار تازه گفت‌وگو کردند و یک منبع آمریکایی حتی نقل کرده که «موهای بی‌بی از عصبانیت سیخ شده بود».

آکسیوس نوشت نتانیاهو نسبت به مذاکره با ایران «بسیار بدبین» است و ترجیح می‌دهد جنگ از سر گرفته شود تا توان نظامی ایران فرسوده تر و زیرساخت‌های حیاتی آن تضعیف شود. جروزالم‌پست نیز با استناد به همان گزارش، نوشت دو طرف درباره مسیر مواجهه با ایران «اختلاف روشن» داشته‌اند.

ریشه این اختلاف را باید در تعریف متفاوت دو طرف از «توافق خوب» جست‌وجو کرد. از نظر ترامپ و تیمش، اولویت فوری توقف چرخه جنگ، کاهش ریسک منطقه‌ای و دستیابی به یک چارچوب سیاسی است که بتواند هم تنش نظامی را پایین بیاورد و هم دستاوردی دیپلماتیک برای کاخ سفید بسازد. رویترز در گزارش ۲۱ مه نوشت واشنگتن و تهران هنوز بر سر دو محور اصلی، یعنی سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده و سازوکارهای مربوط به تنگه هرمز، در مواضع متضاد قرار دارند؛ با این حال مارکو روبیو گفته بود نشانه‌هایی از پیشرفت دیده می‌شود.

در مقابل، اسرائیل مسئله را صرفاً «مدیریت بحران» نمی‌بیند. طبق گزارش رویترز، نتانیاهو گفته است جنگ را زمانی تمام‌شده تلقی می‌کند که ذخایر اورانیوم غنی‌شده از ایران خارج شود، تهران حمایت از گروه‌های نیابتی را کنار بگذارد و توان موشک‌های بالستیکش از بین برود. همان گزارش می‌افزاید که اسرائیلی‌ها به ترامپ هشدار داده‌اند هر توافقی باید شامل بندی درباره خروج ذخایر اورانیوم از ایران باشد. این یعنی از منظر تل‌آویو، توافقی که فقط به آتش‌بس یا کاهش تحریم‌ها منجر شود، هنوز «ناکافی» است.

اما در مقابل این روند، بخش عمده کشورهای منطقه، از عربستان تا ترکیه، پاکستان، قطر، عمان و مصر، در مسیر کلی کاهش تنش قرار گرفته‌اند؛ مسیری در تضاد مستقیم با رویکردی که همچنان بر ادامه فشار و تقابل تأکید می‌کند.

حاشیه‌نشینی یک روایت امنیتی

در این میان، آنچه بیش از همه در تحلیل‌های رسانه‌ای (به‌ویژه گزارش‌های الجزیره، بی‌بی‌سی مانیتورینگ و فایننشال تایمز) برجسته شده، فاصله گرفتن یک روایت امنیتی خاص از اجماع منطقه‌ای است؛ روایتی صهیونیستی که ایران را در قالب یک تهدید دائمی و وجودی تعریف می‌کند.

در حالی که روندهای دیپلماتیک جدید بر مدیریت بحران و کاهش درگیری تمرکز دارند، این نگاه امنیتی همچنان بر ضرورت فشار حداکثری تأکید می‌کند. همین تأکید و اصرار است که روایت امنیتی علیه ایران را در افکار عمومی جهان، بیش از پیش ساختگی و حتی وارونه نشان می‌دهد.

عربستان؛ محور ایجاد ثبات در جهان عرب

عربستان سعودی در این میان جایگاه مرکزی‌تری نسبت به سایر کشورهای عربی پیدا کرده است. پس از توافق ازسرگیری روابط با ایران، رویکرد ریاض به‌طور محسوسی از تقابل به سمت مدیریت تنش تغییر کرده است.

رسانه‌هایی مانند العربیه، الجزیره و میدل‌ایست‌آی تأکید کرده‌اند که عربستان اکنون مذاکرات ایران و آمریکا را در چارچوب منافع اقتصادی و امنیت انرژی خود ارزیابی می‌کند. در واقع، ادامه بی‌ثباتی برای ریاض نه یک ابزار فشار، بلکه یک تهدید مستقیم برای پروژه‌های توسعه‌ای و چشم‌انداز ۲۰۳۰ محسوب می‌شود.

برخلاف بسیاری از کشورهای عربی، عمان و قطر از آغاز بحران، همراه با ایران، بر کاهش تنش، جلوگیری از درگیری و پیشبرد مذاکرات دیپلماتیک تأکید داشتند. حالا هم بر اساس گزارش‌های الجزیره عربی و رویترز، عمان و قطر همچنان نقش کلاسیک خود را در انتقال پیام‌های غیرمستقیم میان ایران و آمریکا حفظ کرده‌اند.

امارات و بحرین که تا همین چند روز پیش همچنان در فضای تنش و هم‌سویی با فشار حداکثری قرار داشتند، در مقطع اخیر به سمت کاهش تنش حرکت کرده‌اند. این تغییر مسیر نشان می‌دهد هزینه‌های ادامه تنش برای این کشورها به نقطه حساس رسیده است.

اظهارات برخی چهره‌های بین‌المللی نیز مؤید ضرورت این تغییر مسیر است. محمد البرادعی، مدیرکل سابق آژانس بین‌المللی اتمی، در یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس تأکید کرده است که جنگ‌های منطقه‌ای وارد مرحله‌ای فرسایشی شده‌اند و بازیگران در حال جست‌وجوی مسیر خروج از بحران هستند؛ نشانه‌ای از بن‌بست در ادامه درگیری‌ها و حرکت به سمت مدیریت تنش.

پاکستان؛ میانجی فعال در قلب بحران

در میان بازیگران منطقه‌ای، پاکستان در ماه‌های اخیر نقش پررنگ‌تری از یک میانجی صرف ایفا کرده است. گزارش‌های رویترز، اکونومیک تایمز و گاردین نشان می‌دهد که اسلام‌آباد در چند سطح دیپلماتیک و نظامی در ارتباطات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن نقش داشته و حتی در برخی مقاطع به‌عنوان تسهیل‌کننده گفت‌وگوهای چندجانبه عمل کرده است. هم‌چنین، اسلام‌آباد حتی پیشنهاد میزبانی دور بعدی مذاکرات را هم مطرح کرده است.


ترکیه و مصر؛ پیوند اقتصاد و امنیت

ترکیه و مصر نیز در یک چارچوب تحلیلی مشترک قرار دارند. آنکارا با تمرکز بر پیامدهای انرژی، مهاجرت و تجارت منطقه‌ای، از کاهش تنش حمایت می‌کند و قاهره نیز بیش از هر چیز نگران اثرات اقتصادی بی‌ثباتی بر کانال سوئز و جریان تجارت بین‌المللی است.

رسانه‌هایی مانند آناتولی و دیلی صباح، تأکید کرده‌اند که آنکارا از هرگونه کاهش تنش میان ایران و آمریکا استقبال می‌کند، زیرا ادامه جنگ را عاملی برای بی‌ثباتی منطقه‌ای و فشار اقتصادی مستقیم بر ترکیه می‌داند.

در نگاه ترکیه، مسیر مذاکرات نه‌تنها یک موضوع سیاسی، بلکه یک ضرورت اقتصادی و امنیتی است؛ به‌ویژه با توجه به حساسیت این کشور نسبت به موج‌های احتمالی مهاجرت، بحران انرژی و اختلال در تجارت منطقه‌ای.


قاهره نیز به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خود در کانال سوئز و حساسیت اقتصادی شدید نسبت به بحران‌های منطقه‌ای، همواره نسبت به گسترش درگیری در خاورمیانه نگران است. بر اساس گزارش‌های تحلیلی منتشرشده در رسانه‌هایی مانند الجزیره عربی و الاهرام، موضع مصر در قبال تنش ایران و آمریکا را می‌توان چنین خلاصه کرد:

  • حمایت از کاهش تنش و جلوگیری از جنگ گسترده
  • نگرانی از اختلال در مسیرهای تجاری بین‌المللی
  • ترجیح دیپلماسی بر تقابل نظامی

در واقع، مصر برخلاف برخی بازیگران دیگر، بیشتر یک «تماشاگر نگران» است تا یک جهت‌دهنده فعال در روند مذاکرات.

هند و مالزی؛ حمایت محدود اما همسو

در سطح آسیایی، هند و مالزی مواضعی کوتاه اما همسو با روند دیپلماتیک اتخاذ کرده‌اند. هند بر سیاست چندجانبه‌گرایی تأکید دارد و مالزی نیز از ادامه مذاکرات و تلاش‌های چندجانبه برای کاهش تنش در غرب آسیا حمایت می‌کند.

پیام ترامپ؛ بازآرایی صحنه منطقه‌ای

اما یکی از مهم‌ترین نقاط تحلیلی در روزهای اخیر، پیام مفصل دونالد ترامپ درباره تماس‌های گسترده او با رهبران منطقه است. در این پیام، او از تماس با رهبران عربستان، امارات، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر، اردن و بحرین سخن گفته و به‌طور مشخص اعلام کرده که این گفت‌وگوها درباره «جمهوری اسلامی ایران» و یک «یادداشت تفاهم صلح» بوده است.

نکته قابل توجه در این پیام، تفکیک روشن میان گفت‌وگوهای منطقه‌ای و گفت‌وگو با بنیامین نتانیاهو است. ترامپ، تماس با کشورهای منطقه را در قالب یک فرآیند جمعی برای اطلاع‌رسانی و اطمینان‌دهی معرفی می‌کند، در حالی که گفت‌وگو با نخست‌وزیر اسرائیل را به‌صورت جداگانه و در مرحله‌ای مستقل بیان می‌کند.

این تفکیک در ادبیات سیاسی، نشان‌دهنده تلاش برای ایجاد موازنه در سیاست خارجی آمریکا و مدیریت چندلایه روند توافق و جلوگیری از ایجاد مانع و کارشکنی در مسیر دیپلماسی تفسیر می‌شود.

شکاف سیاسی در واشنگتن؛ جریان‌های نزدیک به لابی‌های اسرائیلی و رویکرد سخت‌گیرانه علیه ایران

نکته جالب توجه دیگر اینست که در فضای داخلی آمریکا، درباره پرونده ایران اجماع وجود ندارد و اختلاف میان دولت ترامپ و طیفی از سیاستمداران جمهوری‌خواه کاملاً آشکار است. بخشی از این طیف، شامل چهره‌هایی مانند تد کروز و مایک پمپئو، در سال‌های اخیر به‌طور مداوم از رویکردهای سخت‌گیرانه‌تر علیه ایران حمایت کرده‌اند و در زمره جریان‌های «نزدیک به رویکردهای امنیتی اسرائیل» و همچنین جریان‌های حامی فشار حداکثری و مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران شناخته می‌شوند.

تد کروز، سناتور جمهوری‌خواه در اظهارات خود گفته است:
«من عمیقاً نگران چیزی هستم که درباره یک توافق با ایران می‌شنویم؛ توافقی که برخی صداها در داخل دولت در حال پیش بردن آن هستند. تصمیم رئیس‌جمهور ترامپ درباره ایران یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های دوره دوم اوست».

مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین ایالات متحده در دوره قبلی ریاست جمهوری ترامپ و از حامیان خروج از برجام و فشار حداکثری نیز، در شبکه‌های اجتماعی چنین اعلام موضع کرده:
«باید تنگه هرمز باز شود، دست ایران از منابع مالی کوتاه شود و توانایی‌های ایران به حداقل برسد».

این مواضع در تضاد مستقیم با مسیر دولت فعلی آمریکا قرار دارد. در همین زمینه، سخنگوی کاخ سفید واکنش تندی به پمپئو نشان داده و گفته است:
«او هیچ ایده‌ای از آنچه درباره آن حرف می‌زند ندارد. باید دهان احمقانه‌اش را ببندد و کار را به حرفه‌ای‌ها بسپارد».

رابرت مالی، مذاکره‌کننده ارشد پیشین آمریکا نیز در واکنش به انتقادهای جریان‌های مخالف توافق تأکید کرده است:

«اگر این توافق به جنگی غیرقانونی و غیرقابل توجیه، به تلفات و ویرانی بی‌معنا و به پیامدهای فزاینده اقتصادی جهانی پایان دهد، کاملاً مطمئنم که ما با کمال میل آن را به گزینه‌های دیگر ترجیح خواهیم داد».

واکنش اسرائیل در رسانه‌های عبری

همزمان با روند دیپلماتیک در حال شکل‌گیری میان تهران و واشنگتن، رسانه‌های اسرائیلی، تصویری نگران‌کننده از پیامدهای این توافق احتمالی ارائه داده‌اند.

کانال ۱۲ اسرائیل گزارش داده است که ساعات آینده تعیین‌کننده است و جزئیات توافق در حال شکل‌گیری میان ایران و ایالات متحده به نفع اسرائیل به نظر نمی‌رسد.

یدیعوت آحارونوت نیز از نگرانی فزاینده در اسرائیل نسبت به تفاهمات در حال شکل‌گیری میان واشنگتن و تهران خبر داده است.

روزنامه معاریو نوشته است که پیروزی ایران نزدیک است و اسرائیل باید محاسبات خود را از سر بگیرد، جایگاه خود را در منطقه مشخص کند و ائتلاف‌های تازه‌ای شکل دهد.

برخی رسانه‌های اسرائیلی نیز سکوت نخست‌وزیر و دفتر او را در برابر تحولات مربوط به توافق احتمالی مورد انتقاد قرار داده و آن را نشانه‌ای از سردرگمی سیاسی در تل‌آویو ارزیابی کرده‌اند.

آیا اسرائیل تنها مانده است؟

اگر مجموع تحولات را کنار هم قرار دهیم، تصویر کلی نشان می‌دهد که خاورمیانه در حال عبور از یک مرحله پرتنش به سمت یک وضعیت جدید مبتنی بر مدیریت بحران است.

در این چارچوب، ایران و آمریکا در مسیر یک توافق مرحله‌ای حرکت می‌کنند، کشورهای کلیدی منطقه عمدتاً به سمت ثبات و کاهش هزینه‌های امنیتی گرایش دارند و کانال‌های دیپلماتیک فعال‌تر از گذشته عمل می‌کنند.

در نهایت، به نظر می‌رسد ترامپ در پیام اخیر خود تلاش کرده همه کشورهای منطقه را در یک چارچوب واحد دیپلماتیک راضی نگه دارد و هم‌زمان با گفت‌وگوی جداگانه با اسرائیل، مسیر توافق را از قبل مدیریت‌شده و بدون مانع پیش ببرد.

نتیجه این روند، نه صرفاً یک توافق دوجانبه، بلکه تغییر در معماری سیاسی منطقه است؛ تغییری که محور آن حرکت از تقابل به سمت مدیریت بحران و کاهش تنش است.

لینک کوتاه : https://vefaghemelli.com/?p=13639
  • منبع : وفاق ملی
انفرادی