به گزارش وفاق ملی، بررسیهای رسانهای نشان میدهد وزارت ارتباطات در روزهای جنگ و اوج تنشها بدون درخواست و اطلاع حدود هزار نفر، سیمکارت آنها را سفید کرده است. این دسترسی ویژه تنها به اپراتورهای ایرانسل و همراه اول داده شد و شمار سیمکارتهای سفید از کمتر از سه هزار مورد پیش از جنگ به حدود ۵۰ هزار مورد افزایش یافت. این افزایش ۱۶ برابری، بار دیگر بحث اینترنت طبقاتی و رانت سیاسی را در فضای عمومی داغ کرده است.
مسیر اینترنت سفید در دولتهای مختلف
سیمکارتهای سفید در دولتهای مختلف ویژگیهای متفاوتی داشتهاند. جدول زیر نشان میدهد چگونه این دسترسیها از اینترنت نامحدود و بدون فیلتر در دولت یازدهم به دسترسی محدودتر و مشروط در دولتهای بعدی تغییر کرده است:
| دولت | ویژگیهای سیمکارت سفید | وضعیت در قطعیهای سراسری | محدودیتها |
|---|---|---|---|
| دولت یازدهم (روحانی – واعظی) | آغاز طرح «فیلترینگ هوشمند»، دسترسی نامحدود و بدون فیلتر برای برخی افراد | حتی در قطعی ۱۳۹۸ اتصال برقرار بود | بدون محدودیت جدی، دسترسی کامل |
| دولت دوازدهم (روحانی – آذری جهرمی) | اینترنت بینالملل نامحدود، رفع فیلتر برای گروههای خاص | در قطعیها همچنان فعال میماند | بدون محدودیت حجم، دسترسی به همه سایتها |
| دولت سیزدهم (رئیسی) | دسترسی ویژه اما با حجم محدود | در قطعیهای سراسری اینترنت بینالملل قطع میشد | سایتهای مبتذل مسدود، محدودیت حجم |
| دولت چهاردهم (پزشکیان) | ادامه دسترسی سفید اما بدون تغییر جدی | در قطعیهای جنگ ۱۲ روزه اینترنت بینالملل قطع شد | محدودیتها مشابه دولت سیزدهم، پرونده بازنگری اعلام شد |
این جدول نشان میدهد که سیمکارت سفید از یک امتیاز نامحدود در دولتهای اولیه به یک دسترسی محدودتر و مشروط در دولتهای اخیر تبدیل شده است.
رانت سیاسی و دسترسی ویژه
اینترنت سفید بیشتر در اختیار فعالان سیاسی نزدیک به بدنه حاکمیت قرار گرفته است. این سیاست بهجای توسعه آزادیهای دیجیتال، مسیر دسترسی آزاد به ارتباطات جهانی را طبقاتی و محدود کرده است. بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی این موضوع را مصداق آشکار تبعیض دانستهاند.
واکنشها در شبکههای اجتماعی ایران
طبق دادههای پلتفرم دیتاک، از دوم آذر تاکنون بیش از ۱۵ هزار و ۸۹۰ توییت درباره سیمکارتهای سفید منتشر شده است. این حجم واکنش از زمان جنگ ۱۲ روزه تاکنون بیسابقه بوده و نشاندهنده خشم عمومی نسبت به رانت اینترنتی است. جالب آنکه ۵.۹ درصد از این پستها مستقیماً مسئولان سیاسی کشور را هدف قرار دادهاند و ۶.۴ درصد نیز خبرنگاران و فعالان رسانهای را نشانه گرفتهاند. این نشان میدهد که خشم اجتماعی نهتنها متوجه سیاستگذاران بلکه متوجه گروههایی شد که خود از این دسترسیها بهرهمند بودند.
واکنشها در سایر کشورها
قابلیت جدید توییتر (اکانت based in) که موقعیت جغرافیایی کاربران را نشان میدهد، تنها در ایران بحثبرانگیز نشد. در آمریکا مشخص شد برخی حسابهای فعال در جریانهای سیاسی در واقع از کشورهای دیگر اداره میشوند. در هند نیز حسابهایی که ظاهراً داخلی بودند، برچسب «based in Pakistan» گرفتند. این موضوع باعث شد بحثی جهانی درباره صحت و دقت این قابلیت شکل بگیرد. برخی آن را گامی در راستای شفافیت دانستند و برخی دیگر هشدار دادند که میتواند به انتشار اطلاعات نادرست یا سوگیری علیه کاربران منجر شود.
خبرنگاران و برچسبزنی
در ایران، بخشی از خشم عمومی متوجه خبرنگاران شد. بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی معتقد بودند که خبرنگاران و فعالان رسانهای با داشتن سیمکارت سفید، در حالی که مردم عادی با فیلترینگ دستوپنجه نرم میکنند، از امتیاز ویژهای برخوردار بودهاند. این تقلیل یک رانت دولتی به مسألهای شخصی باعث شد فشار اجتماعی بر این گروهها بیشتر از سیاستگذاران اصلی باشد؛ در حالی که تصمیمگیران اصلی همان کسانی بودند که سیاستهای فیلترینگ و اینترنت طبقاتی را طراحی و اجرا کردهاند.
اینترنت سفید و دسترسیهای ویژه به آن، بیشک ابزار بازتوزیع قدرت و کنترل شبکه اطلاعاتی کشور است؛ امتیازی که به جای توسعه آزادیهای دیجیتال و عدالت اطلاعاتی، مسیر دسترسی آزاد به ارتباطات جهانی را طبقاتی و محدود به طیف خاصی کرده است. واکنشهای گسترده در ایران و جهان نشان میدهد که موضوع اینترنت طبقاتی نهتنها یک مسأله داخلی بلکه یک چالش جهانی در حوزه شفافیت و عدالت اطلاعاتی است.
























