• امروز : سه‌شنبه, ۲۱ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 13 October - 2026

سپینو

♥1

تمدن ایرانی در برابر توّحش آمریکایی

  • کد خبر : 16514
  • ۲۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
تمدن ایرانی در برابر توّحش آمریکایی
نزدیک به پنج دهه تاب‌آوری و پشت سر گذاشتن جنگ در شکل و شمایل‌های مختلف، کشور و ملت و نظام را به این نقطه رسانده است که روبیو از جنگ تمدنی تمام غرب یعنی آمریکا و اروپا علیه ایران سخن گفته است. گویی متوجه نیست که همین اعتراف به توانایی و پایایی و تاب‌آوری ملت و حکومت ایران از زبان روبیو، ‌نشانه زوال قدرت و نفوذ آمریکاست.

به گزارش وفاق ملی : مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا که بسیار علاقه‌مند است پس از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری بعدی آمریکا باشد؛ در نطق طولانی‌اش در پانزدهم مهرماه (هفتم اکتبر) در بالای تپه «پنیکس آکروپولیس» شهر آتن، مطالب متنوعی را درباره ایران و یونان و آمریکا و اروپا و جهان و مدیریت جهانی و جنگ جهانی تمدن‌ها مطرح کرد. متن کامل سخنرانی روبیو به زبان فارسی در سایت وزارت خارجه آمریکا در دسترس است. می‌توان نکات متعددی را درباره سخنرانی و البته نکات ناگفته و پنهان در میان سطور سخنرانی او مطرح کرد.

یکم: روزگاری آمریکا و غرب به تعبیر ادوارد سعید در کتاب کلاسیک «شرق شناسی»، برای شرق ارزش و اعتباری قائل نبودند و به آن باور نداشتند. می‌گفتند: West and the rest! یعنی غرب و بقیه!

شرق را به حساب نمی‌آوردند و آسیایی و بیشتر آفریقایی را، داخل آدم نمی‌دانستند. تاریخ انتقال بردگان از آفریقا به آمریکا را ببینید. کتاب «ریشه‌ها» ی «الکس هیلی» به ما می‌گوید سنگ بنای آمریکای مدرن بر آدم‌کشی و استثمار بنیاد نهاده شده است. بر منابع و مصالح و منافع کشورها و ملت‌های شرقی و آفریقایی و آمریکای لاتین یورش می‌بردند و سیطره می‌یافتند. به روایت «طیب صالح»، اگر هم زبان خود را به دیگر ملت‌ها یاد می‌دادند، مثل انگلیسی‌ها ترجیح می‌دادند به زبان انگلیسی سلیس از سودانی‌ها بشنوند که Yes Sir! بله قربان!

رفتار انگلستان و آمریکا از انقلاب مشروطه تا هنگامی که محمدرضا شاه در ۱۴ آبان ماه ۱۳۵۷ با صدایی لرزان و چهره‌ای ترس‌زده، اعلام کرد «صدای پیام انقلاب ملت ایران را شنیده» است و در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷یعنی ۷۲ روز پس از این پیام، برای همیشه از کشور خارج شد و نظام سلطنتی فروپاشید، نگاه بالا به پایین و سلب استقلال و تنیدن تارهای وابستگی بود. سرنگونی نظام پهلوی در سال ۱۳۵۷در ایران، نشانی از پایان آن نگاه و آن وابستگی است.

ژنرال روبرت هایزر، معاون وقت ناتو، پنجشنبه ۱۴ دی ماه ۱۳۵۷ مخفیانه، بدون تشریفات گمرکی و بدون کنترل پاسپورت وارد تهران شد و ۱۴ بهمن ماه ۱۳۵۷ مخفیانه خارج شد. هدف اصلی مأموریت او با هماهنگی برژینسکی، مشاور امنیت ملی و هارولد براون، وزیر دفاع وقت آمریکا برای طراحی کودتا علیه انقلاب پیش از پیروزی بود که شکست خورد.

ارتش شاه آنچنان به هم ریخته و ناکارآمد و ترسیده بود که هایزر به رغم جلسات هر روزه با فرماندهان نیروهای مسلح و تیمسار مقدم رئیس ساواک و ارتشبد طوفانیان، دریافت که از این فرماندهان کودتا برنمی‌خیزد. هیچ‌کس بهتر از روبرت هایزر، معاون ناتو، موقعیت ایران زمان شاه را وصف نکرده است. نوشته است شاه در آخرین روزهای معرفی دولت بختیار و ترک ایران، به گروه فرماندهان نظامی خود گفته بود:

The Group had been told by the Shah: «Listen to him, trust him, and obey him, he is your general.» (۱)

مطابق گفته هایزر، شاه به گروه گفته بود: «به حرف او (هایزر) گوش کنید، به او اعتماد کنید و از او اطاعت کنید؛ او ژنرال شماست.»

«گروه» که هایزر به آنها اشاره می‌کند، در روزهای اول مأموریت پنهان او، پنج نفر بودند؛ ژنرال ناصر مقدم، رئیس ساواک هم افزوده می‌شود و شش نفر می‌شوند. هایزر هر روز با این گروه در محل ستاد ارتش ایران در دفتر قره‌باغی یا در بخش مستشاری ارتش آمریکا جلسه برگزار می‌کرد. اعضای گروه:

۱- ارتشبد عباس قره‌باغی، رئیس ستاد ارتش (مرگ؛ ۲۲ مهر ۱۳۷۹ در آمریکا)

۲- سپهبد عبدالعلی بدره‌ای، فرمانده نیروی زمینی (در ۲۳ بهمن در حالی که برای کودتای نظامی علیه انقلاب سازماندهی می‌کرد، کشته شد.)

۳- سپهبد امیرحسین ربیعی، فرمانده نیروی هوایی (راوی تشبیه شاه به «موش مرده»، در ۲۰ فروردین ۱۳۵۸ تیرباران شد.)

۴- دریاسالار کمال حبیب‌اللهی، فرمانده نیروی دریایی (مرگ؛ مهر ۱۳۹۵ در آمریکا)

۵- سپهبد حسن طوفانیان، مسئول لجستیک ارتش (مدیریتی شبیه وزارت دفاع با اختیارات وسیع. کمیسیون‌های خرید تسلیحاتی را با شاه و خانواده پهلوی هم‌خوری می‌کردند. مرگ؛ شهریور ۱۳۹۲ در آمریکا)

۶- سپهبد ناصر مقدم، رئیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور (مرگ در فروردین ۱۳۵۸؛ تیرباران)

در واقع شاه که فرمانده کل قوا و بزرگ ارتشتاران بود، هایزر را به عنوان قائم‌مقام خودش منصوب کرده بود! شاه ارتش ایران و ساواک را در هایزر قرار داده بود. شاپور بختیار بخت‌برگشته در این میان و میدان گمان می‌کرد مرغ طوفان است و می‌خواند:

من مرغ طوفانم نیندیشم ز طوفان!
موجم نه آن موجی که از دریا گریزد

همه آن گروه ۶ نفره، و نیز هایزر و شاه و شاپور بختیار، مرده‌اند. ملت ایران سربلند و نظام جمهوری اسلامی مقاوم ایستاده است.

نزدیک به پنج دهه تاب‌آوری و پشت سر گذاشتن جنگ در شکل و شمایل‌های مختلف، کشور و ملت و نظام را به این نقطه رسانده است که روبیو از جنگ تمدنی تمام غرب یعنی آمریکا و اروپا علیه ایران سخن گفته است. گویی متوجه نیست که همین اعتراف به توانایی و پایایی و تاب‌آوری ملت و حکومت ایران از زبان روبیو، ‌نشانه زوال قدرت و نفوذ آمریکاست.

انقلاب که پیروز شد، براساس خاطرات هایزر، وقتی هایزر با دیوید جونز رئیس ستاد ارتش آمریکا در جلسه‌ای بودند، بلافاصله برژینسکی با او تماس می‌گیرد که آیا می‌تواند علیه انقلاب کودتای دیگری را فرماندهی کند! هایزر به صراحت نوشته است: «به برژینسکی گفتم برای این کار بودجه نامحدود نیاز دارد. ۱۰ تا ۱۲ ژنرال آمریکایی برای طراحی عملیات و ۱۰ هزار نیروی ویژه و حمایت یکپارچه و بی‌قید و شرط دولت آمریکا و نهایتاً اینکه چشم‌انداز موفقیت کودتا در ایران دیده نمی‌شود!»

آمریکا، مزه کودتای مرداد ۱۳۳۲ در ایران و سرنگونی دولت ملی و مردمی محمد مصدق هنوز در کامش شیرین بود. مثل کودتای سرهنگان در یونان، کودتا در شیلی، کودتا در گواتمالا و… کارنامه آمریکا در دهه‌های پس از جنگ جهانی اول و دوم سرشار از جرم و جنایت و دخالت در امور کشورها و مسلط ‌شدن بر منابع و منافع ملی کشورها و حاکم‌کردن دولت‌های پوشالی در آن کشورها بوده است. مثل دولت محمدرضا شاه پهلوی بویژه از کودتای ۱۳۳۲ تا بهمن ۱۳۵۷ و در این بیست و پنج سال، شاه ژاندارم و عامل آمریکا در غرب آسیا و متحد استراتژیک اسرائیل بود. در واقع شاه دیدبان منافع آمریکا بود. وقتی هم آمریکا دریافت که نگاهداری شاه در ایران به منفعت آمریکا نیست، سر شاه با وعده دروغ کلاه گذاشتند و مثل «یهودی سرگردان» رمان «اوژن سو» شاه را آواره دنیا کردند، به روایت خود شاه در کتاب «پاسخ به تاریخ»، وقتی آمریکا به شاه دستور داد از ایران خارج شود.

شاه نوشته است با ژنرال هایزر فقط یک بار ملاقات کردم. نمی‌دانستم او در ایران است. در آن ملاقات هم او از شاه می‌پرسد کی از ایران می‌رود و به ساعتش نگاه می‌کند! شاه نوشته است، «ژنرال ربیعی، فرمانده نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی در دادگاه گفته بود «آمریکا شاه را مثل موش مرده از ایران بیرون انداخت!»

در دوران آوارگی شاه که با تشدید بیماری‌های متنوع او از جمله سرطان همراه بود، در هر کشوری، نزدیکانش از جمله بهبهانی، مسئول اموال و حساب‌های او در خارج ایران بویژه بانک‌های سوئیس و دیگران، بخشی از اموال غارتی او را که از ملت ایران ربوده بود از چنگش درآوردند. حتی در مراکش طراحی کرده بودند او را بکشند و تمام!

آمریکا برای ایران چنین شاهی و رهبری را می‌پسندید و می‌پسندد. تا به قول باراک اوباما که به اصطلاح سیاستمدار باسواد و با نزاکت آمریکاست؛ ایران نباید «بازی به هم زن» باشد. این مطلب را باراک اوباما به عنوان نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری در ۳۱ شهریور ۱۳۸۵ (۲۱ سپتامبر ۲۰۰۸) در مصاحبه با «استیو کرافت» در برنامه «شصت دقیقه» مطرح کرد. «بازی» یعنی تحقق نظم جهانی آمریکایی، همین نظم و نظامی که روبیو در سخنرانی آتن تفسیر کرده است. ترامپ نماد چنین نظام و نظمی است.

لینک کوتاه : https://vefaghemelli.com/?p=16514
انفرادی

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.