به گزارش وفاق ملی، از فوریه ۲۰۲۶، موضوع مذاکرات و دستیابی به توافق میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، پس از عهدشکنی واشنگتن و وقوع جنگ ۱۲ روزه، بار دیگر در کانون تحولات سیاسی و دیپلماتیک قرار گرفت؛ مذاکراتی که در ادامه با میانجیگری پاکستان وارد مرحله تازهای شد و سرانجام به امضای تفاهم اسلامآباد میان دو کشور انجامید.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ماههای منتهی به این تفاهم، مواضع متفاوت و بعضاً متناقضی درباره روند گفتوگوها و شروط موردنظر واشنگتن مطرح کرد. او در مقطعی تأکید داشت که هرگونه توافق با ایران باید فراتر از موضوع هستهای باشد و محدودیتهایی را نیز بر توان موشکی بالستیک ایران اعمال کند.
ترامپ پس از آنکه بار دیگر در جریان مذاکرات اقدام به حمله نظامی علیه ایران کرد، در جریان و پس از جنگ ۴۰ روزه نیز به طرح ادعاها و شروط مختلف ادامه داد. پس از مطرح شدن موضوع ازسرگیری مذاکرات با میانجیگری پاکستان، رئیسجمهور آمریکا مدعی شد ایران با بازگرداندن «گرد و غبار هستهای» موافقت کرده است، اما همزمان گفت تهران به توافق موردنظر واشنگتن تن نمیدهد و آمریکا باید کار را «بهدرستی تمام کند».
رئیسجمهور آمریکا در مقطعی که رایزنیها برای دستیابی به تفاهم در جریان بود، درباره طرح ۱۴ مادهای ایران نیز موضعی منفی اتخاذ کرد و گفت این طرح را مطالعه کرده، اما برای آمریکا قابل قبول نیست. وی همچنین در اظهاراتی دیگر مدعی شد پاسخ ایران را خوانده و از آن خوشش نیامده و آن را «کاملاً غیرقابل قبول» توصیف کرد.
ترامپ در اظهارنظری دیگر درباره پیشنهاد ایران گفت این طرح بسیار ضعیف است و حتی مطالعه کامل آن را نیز ضروری ندانسته است.
تمرکز ترامپ بر غنیسازی و اورانیوم
یکی از مهمترین محورهای مورد توجه دولت آمریکا در جریان مذاکرات، موضوع غنیسازی اورانیوم و تعیین تکلیف مواد غنیشده ایران بود. ترامپ بارها در اظهارات خود درباره نحوه انتقال یا نابودی این مواد سخن گفت و حتی اعلام کرد که واشنگتن در مقطعی به انتقال اورانیوم غنیشده ایران به آمریکا فکر کرده است.
او در این زمینه مدعی شد انتقال مواد غنیشده به آمریکا ممکن است زمانبر باشد و حضور نیروهای آمریکایی در «قلمرو دشمن» برای چنین مدتی را دشوار دانست.
ترامپ همچنین پیشنهاد کرده بود اورانیوم غنیشده ایران یا فوراً به آمریکا تحویل داده شود تا به این کشور منتقل و نابود شود یا با همکاری ایران، در داخل ایران یا مکانی مورد توافق، تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی یا نهادی مشابه، از بین برود.
موضع آمریکا درباره تحریمها
تحریمها نیز از دیگر محورهای اختلاف میان تهران و واشنگتن بود. ترامپ بارها اعلام کرده بود که قصد ندارد تحریمهای ایران را در ازای محدودیتهای هستهای لغو کند.
وی حتی مدعی شده بود واشنگتن کنترل منابع مالی ایران را در اختیار خواهد داشت و تنها در صورت تغییر رفتار تهران، اجازه دسترسی به این منابع را خواهد داد. ترامپ همچنین تأکید کرده بود که خبری از لغو تحریمها نیست و ایران باید اورانیوم غنیشده خود را کنار بگذارد.
رئیسجمهور آمریکا در مقطعی که تهران و واشنگتن به توافق نزدیک شده بودند نیز اعلام کرد توافق پایان جنگ باید شامل موضوعاتی مانند باز شدن تنگه هرمز و تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم ایران باشد؛ هرچند تأکید کرد لبنان قرار نیست بخشی از یک توافق کوتاهمدت با ایران باشد.
آنچه آمریکا پیشنهاد داد
در جریان مذاکرات، آمریکا تلاش کرد مجموعهای از مطالبات خود را در قالب یک طرح ۱۵ مادهای به ایران ارائه کند؛ طرحی که علاوه بر محدودیتهای گسترده در حوزه هستهای، موضوعات منطقهای، موشکی و تنگه هرمز را نیز شامل میشد.
بر اساس طرح ۱۵ مادهای آمریکا، ایران باید میپذیرفت هیچگاه به دنبال دستیابی به سلاح هستهای نرود، غنیسازی را متوقف کند و مواد غنیشده خود را ذخیره نکند.
همچنین واشنگتن خواستار تحویل تمام مواد غنیشده به آژانس بینالمللی انرژی اتمی یا رقیقسازی آنها و قرار دادنشان در چرخه سوخت بود و پیشنهاد کرده بود تأسیسات نطنز، اصفهان و فردو از مدار فعالیت خارج شوند.
در بخش دیگری از این طرح، ایران باید متعهد میشد هیچگونه اقدام برای طراحی یا ساخت تجهیزات مورد استفاده در فرایند غنیسازی، از جمله سانتریفیوژها، انجام ندهد و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز امکان بازرسی و نظارت کامل بر فعالیتهای هستهای ایران را در اختیار داشته باشد.
آمریکا همچنین خواستار آن بود که ایران از گروههای مقاومت در منطقه فاصله گرفته و از تسلیح یا تأمین مالی آنها خودداری کند.
در حوزه تنگه هرمز نیز واشنگتن پیشنهاد کرده بود این گذرگاه بهعنوان مسیر آزاد کشتیرانی شناخته شود و همه طرفها متعهد شوند از هر اقدامی که موجب بسته شدن یا اختلال در تجارت آزاد در این مسیر شود، خودداری کنند.
موضوع توان موشکی نیز در طرح آمریکا مورد توجه قرار گرفته بود و واشنگتن پیشنهاد توافقی میان کشورهای حوزه خلیج فارس درباره تعداد و برد موشکها را مطرح کرده بود.
سه ماه رایزنی و میانجیگری پاکستان
روند مذاکرات میان ایران و آمریکا حدود سه ماه با میانجیگری پاکستان ادامه داشت و در این مدت، مقامهای پاکستانی بارها میان تهران و واشنگتن رفتوآمد کردند و پیامهای دو طرف را منتقل کردند.
مقامهای پاکستانی، از جمله وزیر کشور، همچنین عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در چندین نوبت به تهران سفر کردند و تلاش کردند مسیر دستیابی دو طرف به یک تفاهم را هموار کنند.
نخستین دور گفتوگوها
نخستین دور گفتوگوها با حضور نمایندگان ایران و آمریکا و با میانجیگری پاکستان در اسلامآباد برگزار شد.
در این مذاکرات، تیم ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، و با حضور وزیر امور خارجه کشورمان شرکت کرد و طرف آمریکایی نیز جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا را بهعنوان نماینده خود در مذاکرات اعزام کرد.
پس از این مرحله، رایزنیها در نهایت به مذاکرات نهایی در سوئیس رسید.
مذاکرات نهایی و امضای تفاهم اسلامآباد
در دور نهایی مذاکرات، مذاکرهکنندگان ایران و آمریکا در سوئیس حضور داشتند و از طرف پاکستان نیز شهباز شریف، نخستوزیر، فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش، و محسن نقوی، وزیر کشور، بهعنوان طرف میانجی در این روند مشارکت کردند.
پس از دستیابی به نتیجه، رؤسای جمهور ایران و آمریکا بهصورت غیرحضوری تفاهمنامه اسلامآباد را امضا کردند.
جمهوری اسلامی ایران و آمریکا سرانجام در ۲۸ خرداد ۱۴۰۵، پس از یک دوره طولانی رایزنی و مذاکره با میانجیگری اسلامآباد، به این تفاهم دست یافتند؛ تفاهمی که از سوی دولت و بسیاری از ارکان و نهادهای جمهوری اسلامی ایران و همچنین گروههای مقاومت بهعنوان دستاوردی مهم در عرصه دیپلماسی و میدان ارزیابی شد.
مفاد تفاهم اسلامآباد

بر اساس متن تفاهم، ایران، آمریکا و متحدان آنها در جنگ، با امضای این سند متعهد شدند عملیاتهای نظامی را در تمامی جبههها، از جمله لبنان، متوقف کنند و از آغاز جنگ یا عملیات نظامی علیه یکدیگر و تهدید یا استفاده از زور خودداری کنند.
دو طرف همچنین متعهد شدند به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام گذاشته و از مداخله در امور داخلی طرف مقابل خودداری کنند.
در این تفاهم، ایران و آمریکا متعهد شدند حداکثر ظرف ۶۰ روز، با امکان تمدید این مهلت با رضایت دو طرف، مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی را ادامه دهند.
یکی از مهمترین بندهای تفاهم، تعهد آمریکا به آغاز رفع محاصره دریایی ایران بلافاصله پس از امضای سند و پایان کامل آن ظرف ۳۰ روز بود. واشنگتن همچنین متعهد شد حداکثر تا ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای نظامی خود را از حوزه پیرامونی ایران خارج کند.
در مقابل، ایران نیز متعهد شد برای عبور ایمن کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، برای مدت ۶۰ روز ترتیبات لازم را اتخاذ کند.
بر اساس این بند، تردد کشتیهای تجاری باید با توجه به ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مینزدایی، ظرف ۳۰ روز برقرار میشد.
همچنین ایران و سلطنت عمان قرار بود درباره نحوه اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، مطابق حقوق بینالملل و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی این تنگه، گفتوگو کنند.
تعهد آمریکا به تأمین ۳۰۰ میلیارد دلار
یکی دیگر از مهمترین بندهای تفاهم اسلامآباد، تعهد آمریکا به همکاری با شرکای منطقهای خود برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران بود.
بر اساس این بند، آمریکا متعهد شد برنامهای با تأمین حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران ایجاد کند و سازوکار اجرایی آن نیز ظرف ۶۰ روز در قالب توافق نهایی مشخص شود.
آمریکا همچنین متعهد شد تمامی تأییدیهها، مجوزها و اسقاطیههای مورد نیاز برای انجام تراکنشهای مالی مربوط به این برنامه را صادر کند.
تعهد به رفع تحریمها
در بند دیگری از تفاهم، آمریکا متعهد شد بر اساس برنامه زمانی مورد توافق در توافق نهایی، به انواع تحریمهای اعمالشده علیه ایران پایان دهد.
این موضوع شامل قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد، قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تحریمهای یکجانبه آمریکا، اعم از تحریمهای اولیه و ثانویه، میشد.
دو طرف در عین حال بر اهمیت موضوع رفع تحریمها تأکید کردند و توافق کردند مذاکرات درباره این مسئله برای دستیابی به توافق نهایی ادامه پیدا کند.
وضعیت برنامه هستهای ایران
در حوزه هستهای، ایران مجدداً تأکید کرد که سلاح هستهای تولید یا خریداری نخواهد کرد.
دو طرف همچنین توافق کردند وضعیت مواد غنیشده ذخیرهشده ایران از طریق سازوکاری مورد توافق، مطابق برنامه زمانی توافق نهایی و حداقل از طریق رقیقسازی در محل، تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی تعیین تکلیف شود.
همچنین ایران و آمریکا توافق کردند درباره موضوع غنیسازی و سایر مسائل مرتبط با نیازهای هستهای ایران، بر اساس چارچوبی که در توافق نهایی مورد توافق قرار میگیرد، مذاکره کنند.
توقف اقدامات جدید تا زمان توافق نهایی
بر اساس بند دیگری از تفاهم، دو طرف توافق کردند تا زمان دستیابی به توافق نهایی، وضعیت موجود را حفظ کنند.
ایران متعهد شد وضعیت موجود در برنامه هستهای خود را حفظ کند و آمریکا نیز متعهد شد تحریم جدیدی علیه ایران اعمال نکند و نیروهای نظامی بیشتری در منطقه مستقر نکند.
واشنگتن همچنین متعهد شد بلافاصله پس از امضای تفاهم و تا زمان رفع تحریمها، مجوزهای لازم برای صادرات نفت خام، محصولات پتروشیمی و مشتقات آنها و خدمات مرتبط شامل تراکنشهای بانکی، بیمه و حملونقل را صادر کند.
آزادسازی داراییهای ایران
در یکی دیگر از بندهای مهم تفاهم، آمریکا متعهد شد وجوه و داراییهای محدود یا مسدودشده ایران را برای استفاده در اختیار کشور قرار دهد.
دو طرف قرار بود در طول مذاکرات درباره نحوه آزادسازی این منابع بهصورت دوجانبه توافق کنند و آمریکا نیز متعهد شد مجوزها و تأییدیههای لازم را برای استفاده از این منابع صادر کند.
همچنین مقرر شد سازوکاری برای نظارت بر اجرای تفاهم اسلامآباد و پایبندی آتی طرفین به توافق نهایی تشکیل شود.
توافق نهایی نیز قرار بود با صدور یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد مورد تأیید قرار گیرد.
آنچه آمریکا به دست نیاورد
مقایسه میان طرح ۱۵ مادهای آمریکا و متن نهایی تفاهم اسلامآباد نشان میدهد که شماری از مهمترین خواستههای واشنگتن در متن نهایی حذف یا به مذاکرات آتی موکول شد.
یکی از این موارد، موضوع سلاح هستهای بود. آمریکا در طرح اولیه خود خواستار تعهد ایران به عدم پیگیری سلاح هستهای شده بود، اما در متن نهایی، ایران صرفاً مجدداً تأکید کرد که سلاح هستهای تولید یا خریداری نخواهد کرد.
همچنین موضوع تعیین تکلیف مواد غنیشده تفاوت قابل توجهی با خواسته اولیه آمریکا داشت. واشنگتن در طرح خود خواستار تحویل مواد به آژانس یا رقیقسازی آنها و خارج شدن تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان از مدار بود؛ اما در تفاهم اسلامآباد، موضوع رقیقسازی حداقلی مواد غنیشده، آن هم در داخل ایران، به مذاکرات بعدی و انجام اقدامات عینی و بازگشتناپذیر از سوی آمریکا موکول شد.
بنابراین در این مرحله تعهد نهایی درباره نحوه تعیین تکلیف مواد غنیشده داده نشد و این موضوع به ادامه مذاکرات میان دو طرف واگذار شد.
حذف موضوع گروههای مقاومت
یکی دیگر از خواستههای مهم آمریکا، فاصله گرفتن ایران از گروههای مقاومت و توقف حمایت تسلیحاتی و مالی از آنها بود.
این موضوع در متن تفاهم اسلامآباد وارد نشد و از دستور کار مذاکرات حذف شد. بر این اساس، آمریکا نتوانست این خواسته را به تعهدی از سوی ایران تبدیل کند.
در همین چارچوب، توقف جنگ علیه متحدان ایران در منطقه، بهویژه حزبالله لبنان، در زمره بندهای تفاهم قرار گرفت.

تنگه هرمز؛ تفاوت خواسته آمریکا و متن تفاهم
درباره تنگه هرمز نیز میان خواسته اولیه آمریکا و متن تفاهم تفاوتهایی وجود داشت.
واشنگتن در طرح خود خواستار آن بود که تنگه هرمز بهعنوان یک گذرگاه آزاد کشتیرانی شناخته شود و هیچیک از طرفها اقدام به ایجاد اختلال در تجارت آزاد در این مسیر نکنند.
اما در تفاهم اسلامآباد، تعهد ایران ناظر بر ایجاد شرایط عبور ایمن کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس بود و اجرای این فرایند نیز در چارچوب سازوکارهای تعیینشده از سوی ایران انجام میشد.
برنامه موشکی از دستور کار خارج شد
موضوع توان موشکی ایران نیز در طرح ۱۵ مادهای آمریکا مطرح شده بود.
واشنگتن خواستار دستیابی به توافقی میان کشورهای حوزه خلیج فارس درباره تعداد و برد موشکها شده بود؛ اما این موضوع در تفاهم اسلامآباد وارد نشد و اجازه تبدیل شدن آن به بخشی از دستور کار مذاکرات داده نشد.
بر این اساس، توان دفاعی و موشکی ایران در چارچوب تفاهم مورد مذاکره قرار نگرفت.
مهمترین دستاوردهای تفاهم اسلامآباد
آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران، توقف جنگ علیه متحدان ایران در منطقه، تعیین سازوکار ایرانی برای مدیریت عبور کشتیها در تنگه هرمز، تعلیق تحریمهای نفتی و پتروشیمی در دوره ۶۰ روزه، ایجاد امکان درآمدزایی ارزی، پیشبینی صدور قطعنامه شورای امنیت، تشکیل سازوکار نظارتی، خروج نیروهای آمریکایی از پیرامون ایران و تعهد دو طرف به احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر از مهمترین محورهای این تفاهم بود.
همچنین تعهد آمریکا به احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان، از جمله بندهایی بود که در چارچوب تفاهم مطرح شد و به معنای الزام طرفهای درگیر به پایان دادن به اشغالگری و تجاوز علیه لبنان تفسیر شد.
واکنش حزبالله لبنان
تفاهم اسلامآباد با واکنش جریان مقاومت در منطقه نیز همراه شد.
شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان، در سخنرانی خود در مراسم مرکزی عاشورا، پس از اعلام تفاهم میان ایران و آمریکا، این نتیجه را به ملت ایران، جریان مقاومت و ملتها و کشورهای منطقه تبریک گفت.
وی از جمهوری اسلامی ایران به دلیل پیوند دادن مسئله لبنان و مقاومت با روند مذاکرات و آمادگی برای فداکاری و همچنین تلاش برای متوقف کردن تجاوز علیه لبنان قدردانی کرد.
قاسم همچنین گفت هدف جنگ، سرنگونی نظام ایران بود، اما قدرتنمایی آمریکا شکسته شد و طرح استعماری واشنگتن علیه ایران شکست خورد.
دبیرکل حزبالله لبنان در سخنرانی دیگری نیز با اشاره به نقش ایران در تحولات منطقه تأکید کرد که اگر ایران نبود، پس از ایستادگی مقاومت، آتشبس در لبنان حاصل نمیشد.
تفاهمی که دوام نیاورد
تفاهم اسلامآباد در شرایطی حاصل شد که جنگی تمامعیار از سوی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اسفند ۱۴۰۴ آغاز شده بود و همزمان تلاشهایی برای ایجاد فشار و برهم زدن فضای داخلی کشور جریان داشت.
دستیابی تهران به این تفاهم در چنین شرایطی، از سوی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بهعنوان دستاوردی مهم در عرصه دیپلماسی و همراستا با میدان دفاعی ارزیابی شد؛ تفاهمی که به باور حامیان آن، علاوه بر توقف موقت جنگ، میتوانست مسیر مذاکرات بلندمدت برای کاهش تنش در منطقه را نیز فراهم کند.

این تفاهم همچنین از سوی شماری از کشورهای منطقه و جهان مورد استقبال قرار گرفت و از منظر داخلی نیز نشاندهنده همگرایی بخشهای مختلف حاکمیت برای عبور از شرایط جنگی و دستیابی به یک چارچوب سیاسی بود.
با این حال، عمر این تفاهم چندان طولانی نشد. بر اساس روایت ارائهشده از سوی طرف ایرانی، آمریکا در کمتر از دو هفته با مداخلات و نقضهای متعدد، زمینه تضعیف و در نهایت خروج دو طرف از تعهدات را فراهم کرد.
در واقع، توافقی که میتوانست برای مدتی کوتاه و سپس در قالب مذاکرات بعدی، آتش جنگ را در منطقه کاهش دهد، با تداوم اقدامات آمریکا و تلاش برای دور زدن مفاد آن با شکست مواجه شد.
از این منظر، تفاهم اسلامآباد علاوه بر آنکه عرصهای برای آزمودن ظرفیت دیپلماسی در میانه جنگ بود، بار دیگر مسئله پایبندی آمریکا به تعهدات بینالمللی و توافقات امضاشده را در کانون توجه قرار داد.
در عین حال، نقش دولت و شخص رئیسجمهور ایران در پذیرش و اجرای این تفاهم قابل توجه بود؛ چراکه دستیابی به توافقی که برای نخستین بار رؤسای جمهور ایران و آمریکا را پای یک سند مشترک قرار داد، نیازمند تصمیمی سیاسی در سطح بالا و عبور از اختلافنظرهای داخلی بود.
با وجود آنکه رئیسجمهور آمریکا در نهایت به سندی که امضای خود را پای آن گذاشته بود پایبند نماند، تفاهم اسلامآباد از منظر طرف ایرانی یک پیام روشن نیز داشت؛ اینکه تهران حاضر است در صورت تأمین منافع ملی و حفظ خطوط قرمز خود، از ظرفیت دیپلماسی استفاده کند و در عین حال، مسئولیت بدعهدی و نقض توافق را متوجه طرفی میداند که از اجرای تعهدات خود عقبنشینی کرده است.


























