به گزارش وفاق ملی، طرح افزایش نرخ سوم بنزین از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان در شرایطی مطرح شده است که فشار هزینههای زندگی بر خانوارهای کارگری و بازنشستگان به شکل قابلتوجهی افزایش یافته است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، اخیراً از اجرای نرخ سوم بنزین خبر داده و اعلام کرده است که این نرخ پس از هماهنگی با نهادهای مختلف به ۱۰ هزار تومان خواهد رسید.
همزمان، بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه خانوارهای کشور در مردادماه به ۸۹ درصد و تورم خوراکیها و آشامیدنیها به ۱۲۷.۵ درصد رسیده است. در چنین شرایطی، افزایش قیمت سوخت میتواند برای خانوارهای مزدبگیر اهمیت بیشتری داشته باشد؛ چراکه بخش قابلتوجهی از هزینههای روزمره این خانوارها به رفتوآمد و حملونقل وابسته است.
فشار ناشی از تورم و افزایش هزینهها نیز همواره برای خانوارهای کمدرآمد بیشتر بوده است. بر اساس آمار اعلامشده، تورم سالانه دهک دوم در مردادماه ۷۸.۳ درصد بوده، در حالی که این نرخ برای دهک دهم ۶۷.۶ درصد اعلام شده است.
از سوی دیگر، حداقل دریافتی کارگران با احتساب مزایا نیز به ۲۵ میلیون تومان نمیرسد؛ این در حالی است که برآوردهای مطرحشده از سوی نمایندگان کارگری، هزینه زندگی یک خانوار کارگری را به مراتب بالاتر از این رقم نشان میدهد.
علی مزیکی، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در گفتوگو با ایلنا با اشاره به وابستگی شدید زندگی روزمره مردم به بنزین، درباره آثار افزایش قیمت این حامل انرژی اظهار کرد: نوع عادات مردم به سمتی رفته که افزایش قیمت بنزین اثر محسوسی بر زندگی آنها میگذارد.
وی افزود: من از واژه «تکنولوژی مصرف» استفاده میکنم؛ تکنولوژی مصرف مردم به نحوی شده است که بسیاری از کارها با بنزین انجام میشود؛ از خریدهای روزانه و رفتن به نانوایی گرفته تا استفاده از اسنپ، رفتوآمد به محل کار و حتی تفریحات و مسافرت.
این اقتصاددان با انتقاد از نبود جایگزینهای مناسب در شبکه حملونقل عمومی تأکید کرد: وقتی جایگزینهای مناسبی مانند گسترش حملونقل عمومی به اندازه کافی وجود ندارد، تغییر قیمت سوخت مستقیماً الگوی زندگی مردم، بهویژه طبقات مزدبگیر و کمدرآمد را تحت تأثیر قرار میدهد.
ریشه چالش بنزین؛ ناترازی تقاضا و کاهش اعتماد عمومی
مزیکی درباره دلایل دولت برای تغییر قیمت سوخت نیز توضیح داد: مسئله این است که مسئولان نمیتوانند بنزین مورد نیاز را تأمین کنند. وقتی در بخش عرضه با مشکل مواجه میشوید و تقاضا افزایش پیدا میکند، در نهایت یا باید کمبود بنزین را بپذیرید یا قیمت را افزایش دهید.
وی ادامه داد: از این رو، هدف اصلی افزایش قیمت بنزین لزوماً ایجاد درآمد برای دولت نیست؛ زیرا درآمد حاصل حتی هزینه فرصت بنزین را نیز پوشش نمیدهد، بلکه مسئله اصلی کنترل تقاضاست.
هزینه فرصت بنزین به معنای ارزش بهترین گزینهای است که منابع اختصاصیافته به بنزین میتوانست برای آن مورد استفاده قرار گیرد. برای نمونه، منابعی که دولت برای واردات بنزین هزینه میکند، میتواند برای تأمین نیازهای دیگری همچون توسعه حملونقل عمومی، ایجاد زیرساختها یا بهبود معیشت مردم اختصاص یابد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با انتقاد از تأخیر در انجام اصلاحات اقتصادی و تأثیر این مسئله بر اعتماد عمومی جامعه گفت: دولتهای ایران همواره با این تصمیمهای سخت روبهرو میشوند، زیرا اصلاح قیمتها را در زمان مناسب انجام ندادهاند.
مزیکی افزود: اگر قیمت بنزین زودتر و در شرایط مساعدتر افزایش پیدا میکرد، یا در زمانهایی که تورم عمومی تا این اندازه بالا نبود و معیشت مزدبگیران در معرض خطر قرار نداشت، این تصمیم میتوانست با پذیرش اجتماعی متفاوتی مواجه شود. همچنین اگر اعتماد عمومی بیشتری نسبت به تصمیمات مسئولان وجود داشت، شرایط امروز متفاوت بود، اما اکنون فاصله و چالش زیادی ایجاد شده است.
وی تأکید کرد: تصمیم درباره افزایش قیمت سوخت باید مبتنی بر مطالعه و بررسی دقیق و با در نظر گرفتن تأثیر آن بر معیشت اکثریت مردم و مزدبگیران باشد و نمیتوان صرفاً بر اساس یک برآورد کلی درباره آثار افزایش قیمت سوخت تصمیمگیری کرد.
قیمتگذاری پلکانی؛ راهکاری که هنوز به مطالعه نیاز دارد
این اقتصاددان با اشاره به مطالعات و اقداماتی که اخیراً در زمینه تعرفههای چندقسمتی انجام داده است، گفت: میتوان به مدلی فکر کرد که در آن مقدار مشخصی بنزین با قیمت پایین یا یارانهای در اختیار افراد قرار گیرد و پس از عبور از سطح مشخصی از مصرف، قیمت افزایش پیدا کند.
وی افزود: در این صورت، طبقات فرودستتر از جمله کارگران کمتر متضرر میشوند و بخش اصلی هزینه اضافی بر دوش گروههای پردرآمد قرار میگیرد.
مزیکی معتقد است چنین مدلی میتواند بخشی از دغدغههای دولت را کاهش دهد و همزمان مصرف سوخت را تا حدی کنترل کند؛ در عین حال، از افزایش فشار معیشتی بر دهکهای فرودست و تهیدستان شهری جلوگیری خواهد کرد.
وی همچنین گفت: افزایش غیرخطی قیمت در سطوح مختلف بهتنهایی لزوماً مشکل را حل نمیکند و باید مشخص شود که از چه سطحی به بعد افزایش قیمت میتواند به کنترل مصرف منجر شود.
این اقتصاددان تأکید کرد: پیشنهادهای مطرحشده در این زمینه صرفاً ایدههای کارشناسی هستند و پیش از اجرای آنها باید پیامدهای احتمالیشان بر زندگی و معیشت مردم به دقت مطالعه و آزمایش شود.
به جای افزایشهای مقطعی باید کار کارشناسی کرد
مزیکی با اشاره به برخی مدلهای قیمتگذاری سوخت در کشورهای دیگر ادامه داد: در بسیاری از کشورها قیمت بنزین به شکل شفاف اعلام میشود و حتی ممکن است این قیمت به صورت روزانه تغییر کند. با این حال، نمیتوان بدون مطالعه درباره تأثیر افزایش قیمت بر معیشت مردم، این مدل را بهترین گزینه برای ایران دانست.
در حال حاضر، براساس محاسبات مستقل، سبد معیشت خانوارهای کارگری کشور به حدود ۹۰ میلیون تومان رسیده است. در چنین شرایطی، هر نوع شوک قیمتی جدید، بهویژه در حوزه انرژی که ضریب تأثیرگذاری بالایی بر سایر بخشهای اقتصاد دارد، میتواند وضعیت معیشت خانوارها را دشوارتر کند.
کارگران و فعالان کارگری نیز نگران هستند که تصمیمسازی درباره قیمت بنزین بدون در نظر گرفتن بحران معیشت مزدبگیران انجام شود و افزایش قیمت سوخت به شکلگیری موج جدیدی از افزایش قیمتها و تشدید فشار تورمی منجر شود.
مزیکی در نهایت معتقد است تصمیمگیری برای افزایش ناگهانی قیمت بنزین، بدون انجام کار کارشناسی و در نظر گرفتن ملاحظات معیشتی، میتواند پیامدهای اجتماعی به همراه داشته باشد.
منبع : ایلنا


























