درآمد مخابرات در خرداد از ۲ هزار میلیارد تومان عبور کرد
چرخه تکراری هک و اختلال؛ چرا امنیت سایبری ایران از بحران تا بحران پیش میرود؟
عمان خواستار توقف تنشها شد؛ مسقط بر بازگشت طرفها به دیپلماسی تأکید کرد
بیانیه وزارت خارجه ایران درباره حملات جدید آمریکا؛ منبع تجاوز هدف قرار خواهد گرفت
دو جنجال تازه در جام جهانی؛ شکایت مصر از داوری و ورود فیفا به پرونده توهین به آیشواسپید
چرا مکزیک برای ایرانیها یکی از برندگان جام جهانی بود؟
چرا برخی متحدان آمریکا هم اف-۳۵ نمیخرند؟
ترامپ برای شرکت در نشست سران ناتو وارد آنکارا شد
استاندار قم: مراسم نماز و تشییع رهبر شهید فردا از مسجد جمکران آغاز میشود
بقائی: آلمان باید بابت همدستی در تجاوز به ایران غرامت بپردازد
با وجود جایگاه اف-۳۵ به عنوان پیشرفتهترین جنگنده نسل پنجم غرب، بسیاری از کشورها هنوز به سراغ این هواپیما نرفتهاند. توسعه جنگندههای بومی، هزینههای سنگین، ملاحظات سیاسی و انتخاب گزینههای ارزانتر از مهمترین دلایل خودداری برخی کشورها از خرید اف-۳۵ به شمار میرود.
تحلیل تازهای درباره پدیده «مقدسسازی» در سیاست ایران نشان میدهد که تبدیل چهرهها به نمادهای مقدس، نقد عمومی را به حاشیه میراند و آزادی بیان را با محدودیتهای هنجاری مواجه میکند.
تحلیلها نشان میدهد دوران برجام با وجود کاستیها، به دلیل کاهش نااطمینانی و مدیریت تنش، ثبات نسبی در بازار ارز ایجاد کرد؛ اما در عصر اسنپبک، نبود هماهنگی نهادی و ضعف تیم اقتصادی موجب جهش سریع نرخ ارز و افزایش هزینههای مقاومت شد.
به گزارش وفاق ملی، دستور رئیسجمهور در نخستین روزهای دولت چهاردهم مبنی بر بازگشت دانشجویان ستارهدار به دانشگاهها، پیام سیاسی روشنی داشت. اکنون پس از گذشت بیش از یک سال و نیم، پرسش اصلی میزان تحقق این وعده و تغییر واقعی در فضای دانشگاهی است.
در حالی که دولت چهاردهم پس از یکونیم سال توانسته در حوزههای فرهنگی و اجتماعی روزنههایی از امید ایجاد کند، ناکارآمدی اقتصادی به بزرگترین تهدید برای سرمایه سیاسی آن تبدیل شده است. در حالی که دولت چهاردهم پس از یکونیم سال توانسته در حوزههای فرهنگی و اجتماعی روزنههایی از امید ایجاد کند، ناکارآمدی اقتصادی به بزرگترین تهدید برای سرمایه سیاسی آن تبدیل شده است.
تحلیلها نشان میدهد کلیدواژه «حجاب» که طی چهار دهه بیشتر برای متهمسازی اصلاحطلبان به کار میرفت، امروز به دست جریانهای موسوم به سوپرانقلابی تبدیل به ابزار آشوب سیاسی علیه دولت شده است.
مصوبه تازه دولت چهاردهم درباره ارزیابی عملکرد مدیران شرکتهای دولتی و شبهدولتی، با ممنوعیت پاداش در شرایط زیاندهی و الزام به تغییر مدیران ناکارآمد، بهعنوان گامی مهم در نهادینهسازی عدالت اجرایی و انضباط نهادی معرفی شد.
یکی از خطرناکترین لحظات حکمرانی زمانی است که دولت علیه خود عمل میکند؛ شکاف نهادی و نزاع درونی، کارایی و سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد.
در پی انتصاب اخیر یکی از چهرههای نزدیک به جریان پایداری، شکافی تازه در میان حامیان دولت چهاردهم شکل گرفته است؛ شکافی که منتقدان اصلاحطلب را در معرض برچسبزنی و حذف قرار داده و بحثی جدی درباره جایگاه نقد درونگفتمانی و بلوغ سیاسی به راه انداخته است.
از نخستین روزهای دولت چهاردهم، نقش سید عباس عراقچی در سیاست خارجی کشور فراتر از یک وزیر امور خارجه بوده است؛ او در میانه سایه جنگ، فشارهای بینالمللی و فضای ملتهب منطقهای، بارها مسیر تنش را تغییر داده و اکنون انتظار عمومی آن است که دیپلماسی ایران را از وضعیت «نه صلح، نه جنگ» عبور دهد.
انتخابات شوراهای ۱۴۰۵ میتواند بهعنوان شاخصی برای سنجش عزم و انسجام جریانهای سیاسی ایران در آستانه رقابت ریاستجمهوری ۱۴۰۷ عمل کند. تجربه دو دهه اخیر نشان داده شهرداری تهران و ترکیب شوراها، فراتر از مدیریت شهری، به سکوی سیاسی برای چهرهسازی و آزمون گفتمانها بدل شدهاند.
در پی هشدارهای هواشناسی مبنی بر تداوم خشکسالی و واکنشهای اجتماعی که بحث «نماز باران» را بار دیگر به صدر گفتوگوها آورده، این نوشتار به بررسی عمیق پیوند میان باورهای دینی، سابقه تاریخی و تبیینهای علمی از پدیده باران میپردازد. آیا میان دعا و نزول رحمت الهی نسبتی واقعی برقرار است، یا علم و ایمان در مواجهه با پدیدههای طبیعی راهی جداگانه در پیش میگیرند؟ این مقاله با کاوش در این سهگانه، نه تنها به چالش کشیدن نسبت دعا و پدیدههای طبیعی است، بلکه به دنبال گشودن افقی برای گفتوگوی سازنده میان علم و ایمان در مواجهه با تغییرات اقلیمی و مسائل اجتماعی است.
دولت چهاردهم با شعار «وفاق ملی» شکل گرفت، اما اکنون در بدنه اجرایی، پدیدهای تحت عنوان «دولت علیه دولت» و واگرایی نهادی مشاهده میشود. این وضعیت به معنای بروز تقابلهای دروندولتی است؛ جایی که سازمانها و وزارتخانهها بهجای همافزایی، به «جزیرههای متخاصم قدرت» تبدیل شدهاند و برای تخریب یکدیگر از رسانههای نیابتی استفاده میکنند. این فرسایش درونی که نظریهپردازان آن را «شکست انسجام اجرایی» مینامند، میتواند منجر به کندی تصمیمگیری و کاهش اعتماد عمومی شود و مسئولیت اصلی بازگشت به وفاق، متوجه رئیسجمهور است.
روز یکشنبه در صحن علنی مجلس، جمعی از نمایندگان علیه رئیسجمهور پیشین ایران شعار «مرگ بر…» سر دادند. این واقعه از منظر رسانهای شاید تکراری بهنظر برسد اما از منظر علم سیاست شایسته لحظهای تأمل است؛ در این یادداشت میکوشم با زبانی علمی، تاریخی و تحلیلی منشأ چنین شعارهایی را واکاوی کنم، نمونههایی تاریخی را مرور کنم و در نهایت پیامدها و راهحلهای عقلانی را پیش نهیم.
خبر دستگیری پژمان جمشیدی، بازیگر شناختهشده، به اتهام تجاوز، موجی از واکنشها را در شبکههای اجتماعی برانگیخت. این حادثه، فراتر از یک ماجرای شخصی، نشاندهنده روند نگرانکننده "تخریب سیستماتیک چهرههای محبوب" در جامعه است که سوداگران سیاسی از آن بهره میبرند.
اعتماد متقابل مردم، سرمایهای ارزشمند ولی شکننده است که در لحظات حساس تاریخی شکل میگیرد، اما همواره تهدید به فرسایش دارد؛ از شکافهای داخلی گرفته تا عملیات روانی بیرونی، خطر تفرقه هر جامعهای را تهدید میکند.
اظهارات اخیر معاون ارتباطات دفتر رئیسجمهور مبنی بر «غیر اصلاحطلب» بودن دولت چهاردهم، زنگ خطری جدی برای شکاف میان دولت و پایگاه اجتماعیاش است. این اقدام، در حالی که ظاهری برای استقلال گفتمانی دارد، میتواند به گسستی بیسابقه در تاریخ سیاسی ایران منجر شود.
لاسلو کراسناهورکای، نویسنده برجسته مجارستانی، با رمان «تانگوی شیطان» در سال ۱۹۸۵ به شهرت جهانی رسید؛ اثری که تصویری تاریک از فروپاشی جامعه روستایی ارائه میدهد و الهامبخش فیلم هفتساعته بلا تار شد.
گسترش فردگرایی ابزاری در جامعه ایران امروز به یک ساختار رفتاری و فرهنگی بدل شده است؛ ساختاری که از زندگی روزمره تا سیاست و اقتصاد نفوذ کرده و سرمایه اجتماعی را بهشدت تضعیف میکند.
تحلیل تازهای از تحولات سیاسی ایران نشان میدهد که ایدئولوژی رسمی نظام در دهههای اخیر کارکرد پیشین خود را در ایجاد همبستگی اجتماعی از دست داده است؛ پدیدهای که در علوم سیاسی از آن با عنوان «فرسایش ایدئولوژی» یاد میشود و میتواند حاکمیت را در برابر دوراهی تصمیمگیری قرار دهد.
انتخابات اخیر هیئترئیسه جبهه اصلاحات ایران بار دیگر پرسشی بنیادین را زنده کرد: چگونه جریانی که با شعار تغییر و نوسازی شناخته میشود، در درون خود از بازتولید چهرههای تازه و گردش نخبگان ناتوان مانده است؟