شوک جنگ به قلب کشاورزی آمریکا رسید؛ کشاورزان از بدترین بحران دههها میگویند
وزیر سابق دفاع اوکراین: فناوری پیروزی را داریم، اما از آن استفاده نمیکنیم
وزارت کشور پزشکیان در دو سال؛ چه وعدههایی عملی شد و چه اقداماتی روی زمین ماند؟
پاسخ «دلار در برابر دلار» کارنی؛ ترامپ به کانادا اولتیماتوم تجاری میدهد؟
ماینرها برق ۱۰ خانه را میبلعند؛ پشت پرده فشار سنگین بر شبکه برق
هزینه میلیارد دلاری آمریکا پس از حملات ایران؛ زیرساختهای شناسایی منطقه آسیب دیدند
طلا به مرز ۴۷۰۰ دلار نزدیک شد؛ نقره هم رکوردشکنی میکند؟
پیشنهاد جنجالی ۶ کشور اروپایی؛ سودهای میلیاردی نفتیها زیر تیغ مالیات
هشدار تازه ایران در تنگه هرمز؛ ۴۵ نفتکش وارد فهرست سیاه شدند
ملّیگلد به دنبال دو برابر کردن بازار آنلاین طلا؛ طلای آنلاین را نمیتوان با قواعد بازار سنتی تنظیمگری کرد
اصلاح قیمت بنزین یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات اقتصادی ایران است. کارشناسان معتقدند افزایش تدریجی قیمت سوخت متناسب با نرخ تورم، در صورت اجرای همراه با سیاستهای حمایتی، میتواند از شوکهای قیمتی جلوگیری کرده و به پایداری اقتصاد انرژی کمک کند.
انتخابات اخیر هیئترئیسه جبهه اصلاحات ایران بار دیگر پرسشی بنیادین را زنده کرد: چگونه جریانی که با شعار تغییر و نوسازی شناخته میشود، در درون خود از بازتولید چهرههای تازه و گردش نخبگان ناتوان مانده است؟
در دهههای گذشته، غلبه نگاه امنیتمحور و مصلحتگرایی سیاسی بر تصمیمگیریهای کلان کشور، مانع شکلگیری نهادهای توسعهگرا شده و هزینههای سنگینی را بر جامعه تحمیل کرده است. امروز بیش از هر زمان روشن است که توسعه، پایدارترین شکل امنیت است.
روابط بینالملل امروز بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر جنگ روایتهاست؛ نبردی پنهان اما سرنوشتساز که علیه جمهوری اسلامی ایران از بدو انقلاب آغاز شد و همچنان ادامه دارد. در این جنگ، روایتهای غربی تلاش کردهاند تصویر ایران را بهعنوان تهدیدی برای امنیت جهانی بازتولید کنند.
پدیده «توهمفروشی» بهمعنای ارائه گزارشهای گزینشی و غیرواقعی به مسئولان، یکی از مهمترین تهدیدهای امنیت ملی است. تجربه جنگ ۱۲ روزه اخیر نشان داد که بخش مهمی از آسیبها نه بهدلیل ضعف توان نظامی، بلکه ناشی از فضای ذهنی غیرواقعی و اطمینان کاذبی بود که برخی مدیران به نهادهای تصمیمگیر منتقل کردند.
مکانیسم ماشه علیه ایران بار دیگر فعال شد و تحلیلگران آن را آغاز مرحله دوم جنگ اقتصادی علیه کشور میدانند. اتحاد داخلی و انسجام اجتماعی، عامل کلیدی تابآوری ایران در این شرایط است.
جریان پایداری که زمانی با شعارهای پرحرارت و داعیه اصولگرایی ناب وارد صحنه سیاست ایران شد، امروز به حاشیه رفته و بیشتر در قالب حسابهای کاربری مجازی فعالیت میکند. این جریان که روزی در متن تصمیمگیریها بود، اکنون به نمادی از فرسایش ایدئولوژیک و سیاستورزی بر پایه حذف دیگران تبدیل شده است.
نام «مکانیسم ماشه» بار دیگر در محافل سیاسی و رسانهای مطرح شده است. این سازوکار شورای امنیت، طی روزهای آینده میتواند فعال شود؛ موضوعی که ایران را در برابر آزمونی تاریخی در سیاست خارجی و حکمرانی داخلی قرار میدهد.
ایده گفتگوی تمدنها که توسط سید محمد خاتمی مطرح شد، پاسخی به نظریه برخورد تمدنهای ساموئل هانتینگتون بود. این مقاله به بررسی ۲۵ سال تحولات جهانی، بازتاب جهانی این نظریه و تأثیر تحریمها و مکانیسم ماشه بر ایران میپردازد.
پدیده هویتهای جعلی در فضای مجازی ایران به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شده است؛ هویتهایی که گاه نقاب دفاعی برای حفاظت از حریم خصوصی کاربران هستند و گاه ابزاری برای نفوذ، عملیات روانی و انتشار اطلاعات نادرست. کارشناسان هشدار میدهند گسترش این حسابها پیامدهای اجتماعی و امنیتی قابل توجهی به همراه دارد.
«اسکار فقط جشن سینما نیست؛ میدان نبرد روایتهاست. انتخاب «پیرپسر» میتواند صدای تازهای از ایران باشد؛ صدایی که هم پشتوانه مردم را دارد، هم زبان سیاست جهانی را میفهمد.»
جنگ اخیر علیه ایران نشان داد که رژیم صهیونیستی به جای تمرکز بر توان نظامی خود، چشم به "خیابان" دوخته و سعی دارد با استفاده از تجمعات اعتراضی، ایران را از درون دچار چالش کند. این راهبرد کمهزینهتر و مؤثرتر برای اسرائیل در مقایسه با درگیری نظامی مستقیم ارزیابی میشود؛ راهبردی که با هدف ایرانهراسی و ایجاد شکاف میان دولت و ملت طراحی شده است.
«دولت پزشکیان مأموریتی حیاتی بر دوش دارد: جلوگیری از فعالشدن مکانیسم ماشه و ممانعت از بازگشت پرونده هستهای ایران به شورای امنیت، تا کشور دوباره در تله تحریم و انزوای بینالمللی گرفتار نشود.»
در سالهای اخیر، پدیدهای نوظهور در سیاست ایران توجه بسیاری را جلب کرده است: همصدایی مقطعی میان اپوزیسیون برانداز و گروههای سوپرانقلابی. این همگرایی ظاهری، با وجود اختلافات عمیق در ایدئولوژی و اهداف، میتواند تهدیدی جدی برای انسجام ملی و منافع کشور باشد.
نشریه آمریکایی «فارنافرز» در تحلیلی جدید مینویسد سیاستهای اقتصادی دونالد ترامپ چشمانداز جهانی را دگرگون کرده و آمریکا را از جایگاه سنتی حامی متحدان به «چپاولگر» آنها تبدیل کرده است، پدیدهای که فراتر از یک تغییر سیاسی، بازتابدهنده تحولات بنیادین در اقتصاد جهان است.
با تشدید تنشهای هستهای و نظامی، ایران و اسرائیل بار دیگر در آستانه دوری تازه از درگیری قرار دارند؛ فعالسازی مکانیسم ماشه توسط اروپا و برتری موشکی هایپرسونیک ایران، معادلات منطقه را پیچیدهتر کرده است.
با راهاندازی خطآهن مزارشریف–پیشاور، افغانستان به رقیبی جدی برای ایران در ترانزیت منطقهای تبدیل شده است؛ مسیری که میتواند نقش سنتی ایران را در اتصال آسیای میانه به آبهای آزاد کمرنگ کند، مگر آنکه تهران با دیپلماسی فعال و سرمایهگذاری سریع، بازی را به سود خود برگرداند.
علیرغم توافق آتشبس دریایی میان آمریکا و انصارالله، واشنگتن به جای مواجهه مستقیم، مسیر جنگ فرسایشی و نیابتی را در یمن برگزیده است؛ رویکردی که شکستهای نظامی اخیر و ناکامی در مهار صنعا آن را اجتنابناپذیر کرده است.
آیا پیامدهای اطاعت مطلق در تاریخ اسلام همیشه منجر به خیر و پیشرفت شده است؟ مقاله پیش رو با بازخوانی صحنههایی مانند صلح حدیبیه، حکمیت صفین و سکوت یاران در کربلا میپرسد: آیا از «ضبطصوت»شدن باید هراس داشت یا آن را نشانه پیشرفت فکری دانست؟ پاسخ این است که اسلام نه نفی عقل، بلکه عقلانیت مسئولانه را در چارچوب مشروعیت الهی میستاید.
در دل جنگ ویرانگر سودان، رد پای ابوظبی و تلآویو پررنگتر از هر زمان است؛ دو بازیگری که با وجود اختلاف ظاهری، در هدفی مشترک همصدا شدهاند: مهار اسلامگرایان و تسلط بر طلای سودان، حتی به بهای نسلکشی و فاجعه انسانی.
در شرایطی که عرصهی مبارزه هنوز آتشین است، بیانیهی اخیر جبههی اصلاحات ایران، با لحن نرم و با پیشنهاد عادیسازی روابط و مصالحه، چهرهای از وادادگی را بازتاب میدهد—و نه یک تاکتیک هوشمندانه، بلکه نشانهای از فروپاشی اعتماد عمومی و فاصله گرفتن از آرمانگرایی جریان اصلاحطلب.